مشایی ما ترا مدیر میدانیم اگر چنین تاییدیه ای از خدا بیاری نه از مریدت م .الف
از پدر دومتان چه می دانید؟

نوشتار حاضر، گزارشی است از زندگی حضرت نوح، ملقب به شیخ الانبیاء، که نخستین پیامبر صاحب شریعت و دومین پدر نسل کنونی بشریت است.
جای تاسف است که اخیرا برخی از افراد کم آشنا نسبت به امهات معارف اسلامی، در باب حساس ترین موضوعات دینی -اصل نبوت عامه - به راحتی اظهار نظر کرده، با طرح ادعاهایی ناصواب، رسالت مدبرانه پیامبرانی چون حضرت نوح علیه السلام را به چالش می کشانند. پیامبری که باید گفت نسل حاضر در اصل حیات خویش وامدار اوست، و اگر مدیریت خردمندانه وی نبود، به طور حتم، نسل بشر در پی عذاب فراگیر الهی منقرض می گردید.
به فرموده قرآن، آن حضرت بر گردن پیروان معاصر و حتی پسینیان بعد از خود نیز حق بسیار دارد؛ تا آنجا که رب جلیل، سلام و برکات ویژه خود را به این هر دو گروه تقدیم می دارد:
«قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَکَاتٍ عَلَیکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ(هود/48)
(به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهرهمند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها میرسد (،چرا که این نعمتها را کفران میکنند!)»
آنجا که فطرت انسانی، در اثر پیروی از شهوات و هواهای نفسانی منقلب شود و انسان عنود، از شنیدن هر سخن حقی بگریزد، دیگر چه انتظار می توان داشت که حق مستقر شود و عدالت فراگیر؟
آحاد بشر امروز از طرف پدر و مادر به آن جناب منتهى و به عنوان ذریه وی به شمار می روند چنانکه قرآن می فرماید:
و جعلنا ذریته هم الباقین(صافات/77)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم.
او نخستین پیامبر صاحب شریعت و دریافت کننده نخستین کتاب آسمانی است که باب تشریع احکام را گشوده افزون بر طریق وحى، با منطق عقل و جدال احسن نیز با مردم احتجاج نمود؛ مردمانی حق گریز، لجوج و بس ناسپاس که در مدت مدید رسالت پر رنجش(950سال) جز اندکی انگشت شمار(8نفر)دعوت وی را لبیک نگفتند که اساسا زمینه مساعد برای پذیرش سخن حق فراهم نیامد.
آری!آنجا که فطرت انسانی، در اثر پیروی از شهوات و هواهای نفسانی منقلب شود و انسان عنود، از شنیدن هر سخن حقی بگریزد، دیگر چه انتظار می توان داشت که حق مستقر شود و عدالت فراگیر؟(برخی از مردمان در زمان نوح انگشت در گوش مىنهادند تا نشنوند: «جعلوا اصابعهم فى آذانهم...)
حتی نمی توان و نباید گفت که تجدید نبوت انبیاء، دلیل بر عدم تحقق عدالت به عنوان وعده الهی، در میان امتهای پیامبران پیشین است، چرا که در امتهای گذشته، سرچشمه های وحیانی -کتب آسمانی- به عنوان تنها منابع هدایت، دستخوش تحریف می شدند از طرفی، تکامل عقلانی بشر، نیز تدریجی بوده و به فراخور این تکامل می بایست پیامبرانی در زمانهای سپس تر فرستاده می شدند.
پیامبران به عنوان جانشینیان و برگزیدگان خداوند، نخبه ترین، مدیرترین و صالح ترین افراد در زمان خویشند و طرح این ادعا که رسولی فاقد مدیریت جامع است، به نوعی خرده گرفتن بر گزینش الهی است.
اعتقاد صحیح و بایسته آن است که نوح پیامبر، بر وی درود، ریشه و منشاء دین توحید در سرتاسر عالم است، و بر تمامى افراد موحد عالم که تاکنون آمده و تا قیامت خواهند آمد منت داشته و همه مرهون اویند، و به همین جهت است که خداى عزوجل او را به سلامى عام اختصاص داده و هیچ کس دیگر را در آن سلام شریک وى نساخته است آنجا که می فرماید: سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ(الصافات/79) سلام بر نوح در میان جهانیان باد!
و باز به همین جهت است که خداى عزوجل او را از میان همه عالمیان ممتاز گردانید و از نیکوکارانش برشمرد، و او را بنده ای شکور و صالح خواند، و در زمره بندگان مؤ من خود دانست.
براستی اگر پیامبری در انجام رسالت عدالت محورانه خود ناموفق باشد، آیا شایسته این همه تکریم و تقدیر خواهد بود؟
باز به سراغ قرآن برویم تا بینیم سیمای این پیامبر برگزیده الهی، در آیینه قرآن چگونه تصویر شده است:
سیمای نوح در قرآن
«با اینکه نام حضرت نوحعلیه السلام 40 مرتبه در قرآن آمده، امّا از محلّ تولّد، مسکن، شغل، وفات و محل دفن او چیزى نیامده است. زیرا آنچه براى ما درس و بهره است، همان رفتار و برخوردهاى اوست.
داستان حضرت نوحعلیه السلام در 6 سوره از قرآن کریم آمده است، اعراف، هود، مؤمنون، شعرا، قمر، نوح که مفصّلترین آنها در همین سوره (هود) است.
پیامبران به عنوان جانشینیان و برگزیدگان خداوند، نخبه ترین، مدیرترین و صالح ترین افراد در زمان خویشند و طرح این ادعا که رسولی فاقد مدیریت جامع است، به نوعی خرده گرفتن بر گزینش الهی است.
او اوّلین پیامبر اولوالعزم است که رسالت جهانى و کتاب و شریعت داشت.
بعثت این پیامبر اولوالعزم، بعد از حضرت آدم و به هنگام شیوع شرک و بتپرستى و ظلم بوده و برنامهى او را توحید، نماز، امر به معروف و نهى از منکر، عدالت و صدق و وفا تشکیل مىداده است.
مدّت رسالت آن حضرت، 950 سال بوده است، وقتى در پایان، خداوند به او فرمود: کسى به رسالت تو ایمان نخواهد آورد، مأیوس شد و نفرین کرد و در نتیجه، حتّى زن و فرزندش که در راه او نبودند، به همراه کفّار غرق شدند.
حضرت نوحعلیه السلام، پدر دوّم بشر، وپدر بزرگ همهى انبیا، جز آدم و ادریسعلیهما السلام است، خداوند او را برگزید، «انّ اللّه اصطفى آدم و نوحاً... على العالمین»(1) و بر او سلام فرستاد. «سلام على نوح فى العالمین»(2)
داستان حضرت نوحعلیه السلام با تفاوتهایى در تورات نیز آمده است. کتبِ کلدانیان، هندیان، چینىها، یونانیان و پارسیان، طوفان نوح را قهر خداوند به سبب ظلم و فساد مردم دانستهاند. در اوستا، کتاب مقدّس زردشتیان نیز خطر طوفانى عالمگیر که به واسطه آن همهى مردم غرق مىشوند مطرح است، بدین صورت که به جمشید وحى مىشود که حائطى عظیم بساز و همهى مردان و زنان صالح و از هر حیوان یک جفت را در آن قرار بده.
رسالت حضرت نوحعلیه السلام جهانى بوده است، چون زمین بدون حجّت نمىشود و غرق شدن همهى کفّار با نفرین حضرت نوحعلیه السلام که فرمود: «ربّ لاتذر على الارض من الکافرین دیّارا»(3) شاهد بر آن است و از طرفى اگر رسالت آن حضرت منطقهاى و سیل هم در همان محدوده بوده، دیگر به سوار کردن یک جفت از هر حیوانى نیازى نبوده است، در حالى که این کار براى حفظ نسل حیوانات در کرهى زمین انجام گردیده است.(4)
سرگذشت حضرت نوحعلیه السلام؛ تاریخى هزار سالهاست، که داستان یک سیل عالمگیر، ماجراى انقراض یک نسل و آغاز جامعهاى نوین، تابلویى از پیروزى حقّ بر باطل، جلوهاى از مستجاب شدن نفرین پیامبر، نمونهاى از قطع رابطهى پدر و پسر به خاطر مکتب، آیتى از تسلیم هستى در برابر فرمان خداوند، حفظ نسل حیوانات و کشتى سازى دور از دریا را در خود جاى داده است.
ویژگىهاى نوح در قرآن(5)
براى حضرت نوحعلیه السلام در قرآن ویژگىهاى بسیارى بیان شده است از جمله:
1. اولین پیامبر اولوا العزم است که به عنوان شیخ الانبیا نامیده شده است.
2. تنها پیامبرى است که مدّت رسالتش در قرآن مطرح شده است.(950 سال)
3. پیامبرى است که حتّى فرزند و همسرش با او مخالف بودند و به او ایمان نیاوردند.
4. سلام مخصوص خداوند به او: «سلام على نوح فى العالمین»(6) خداوند به ابراهیم و موسى و هارون و الیاس و بندگان صالحش سلام کرده، ولى در هیچ یک از این سلامها کلمه «فى العالمین» نیامده است.
5. تنها پیامبرى است که همسر و فرزند و قومش با او مخالفت کردند.
حضرت نوحعلیه السلام، پدر دوّم بشر، یعنى پدر همهى انبیا، جز آدم و ادریسعلیهما السلام است،
6. تنها پیامبرى که بیشترین عمر را کرد، به امر خدا کشتى ساخت، حیوانات به وسیله کشتى او بود و وسیله نجات نسل بشر شد و به نام ابوالبشر ثانى ملقب شد.
7. اولین پیامبرىکه داراى کتاب و شریعت جهانى شد.(7)
8. پیامبرى که خداوند با نفرین او زمین را در آب غرق کرد.
9. پیامبرى که بعد از 950 سال، تنها 8 نفر یار داشت.
مقایسه کفّار زمان حضرت نوح و پیامبر اسلام(8)
میان کفّار زمان حضرت نوح و کفّار زمان پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله: شباهت هایى است که به برخى از آنها اشاره مىشود:
1. فرار از حق
فرار قوم نوح: «فلم یزدهم دعایى الاّ فرارا»(9)
فرار قوم پیامبر: «ان یریدون الاّ فرارا»(10)
2. دعوت براى مغفرت
حضرت نوح:«دعوتهم لتغفرلهم»(11)
پیامبر اسلام: «تعالوا یستغفر لکم رسول اللّه لوّوا رؤسهم»(12)
3. تکبر و استکبار
کفّار زمان نوح: «واستکبروا استکبارا»(13)
کفّار زمان پیامبر: «ثمّ ادبر و استکبر»(14)
4. گوش ندادن به وحى
کفّار زمان نوح انگشت در گوش مىنهادند تا نشنوند. «جعلوا اصابعهم فى آذانهم»(15)
کفّار زمان پیامبر نیز مىگفتند به قرآن گوش ندهید و هنگام تلاوت پیامبر جنجال کنید تا شاید پیروز شوید. «لا تسمعوا لهذا القرآن والغوا فیه لعلکم تغلبون»(16)
حضرت نوح، تنها پیامبرى است که مدّت رسالتش در قرآن مطرح شده است.
برخورد قوم نوح با آن حضرت به گونهاى بود که گاه دست فرزندان خود را مىگرفتند و نزد حضرت نوح مىآوردند و مىگفتند: همان گونه که پدران ما به ما سفارش کردند ما نیز به شما مىگوییم که حرف این مرد را گوش ندهید.»(17)
________________
1) آلعمران، 33.
2) صافّات، 79.
3) نوح، 26.
4) تفسیر المنار مدّعى است که رسالت حضرت نوح منطقهاى بوده، امّا تفسیر المیزان به شدّت آن را ردّ مىکند.
5) ذیل آیات 75 تا 80 سوره صافّات و 1 تا 3 سوره نوح.
6) صافات، 79.
7) کنز العمال، حدیث 32391.
8) ذیل آیات 5 تا 9 سوره نوح.
9) نوح، 6.
10) احزاب، 13.
11) نوح، 7.
12) منافقون، 5.
13) نوح، 7.
14) مدثر، 23.
15) نوح، 7.
16) فصّلت، 26.
17) برگرفته از: تفسیر نور
نوشته ی: شکوری_کارشناس بخش قرآن
قرآن ناطق
پیامبر خود ِخود ِقرآن بود

* پیامبر، قرآن مجسم بود. این کلام را شیعه وسنى از همسر پیامبر، نقل کرده است. «کان خلقه القرآن»(1)
* هم قرآن در قیامت شفیع است: «نعم الشفیع القرآن لصاحبه یوم القیامة»(2) و هم پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله فرمود: من اولین شفیع هستم. «انا اوّل شافع»(3)
* هم قرآن براى تمام جهانیان هشدار است: «للعالمین نذیراً»(4) و هم پیامبر. «نذیراً للعالمین»(5)
* هم قرآن خیرخواه است: «هو الناصح»(6) هم پیامبر. «فبالغ فى النصیحة»(7)
* هم قرآن موعظه است: «موعظة من ربّکم»(7) هم پیامبر مردم را به موعظه دعوت مىکند. «و الموعظة الحسنة»(8)
قرآن حافظ اصول کتابهاى آسمانى است: «مهیمناً علیه»و پیامبر هم حافظ تمام انبیا پیشین است: «مهیمناً على المرسلین»
* قرآن مردم را به بهترین شیوه دعوت مىکند یا استوارترین ملتها و امتها را دعوت مىکند یعنى در قرآن خرافات و اوهام و زمان خاصّى راه ندارد: «یهدى للّتى هى اقوم»(9) همچنانکه حضرت علىعلیه السلام در مورد پیامبر مىفرماید: از راه و رسم پیامبرتان پیروى کنید که بهترین راههاى هدایت است. «و اقتدوا بهدى نبیکم فانه افضل الهدى و استنّوا بسنّته فانّه اهدى السنن»(10) رفتارتان را با روش پیامبر تطبیق دهید که هدایت کنندهترین روشهاست.
* هم نگاه به قرآن عبادت است: «النظر فى المصحف عبادة»(11) هم پیامبر فرموده: نگاه به من عبادت است. «النظر الّى عبادة»(12)
* هم قرآن وسیلهاى است تا مردم از ظلمات به نور هدایت شوند: «کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الى النور»(13) هم درباره پیامبر مىخوانیم: که پیامبر به حق مبعوث شد تا مردم را از عبادت بتهابه عبادت خدا و از اطاعت شیطان به اطاعت خدا رهبرى کند.(14)
* هم قرآن کتاب پیروى است: «هذا کتاب انزلناه مبارک فاتّبعوه»(15) و هم دستورات پیامبر باید مورد پیروى قرار گیرد. «ما آتاکم الرسول فخذوه»(16)
* هم قرآن کتاب رحمت است: «نزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکّل شى وهدى ورحمة وبشرى للمسلمین»(17) هم پیامبر براى هستى جز رحمت نیست. «ماارسلناک الاّ رحمةً للعالمین»(18)
* هم تلاوت قرآن هر چه بیشتر باشد بهتر است و هم صلوات بر پیامبر. چنانکه امام حسن عسکرىعلیه السلام فرمود:«اکثروا...تلاوة القرآن و الصلاة على النبى»(19)
* هم قرآن نور است: «و انزلنا الیکم نوراً مبیناً»(20) هم پیامبر نور است: «السلام علیک یا نور اللّه»(21)
* هم قرآن بیان است: «هذا بیان للناس»(22) هم کلام پیامبر بیان است. «کلامه بیان»(23)
* هم قرآن مبارک است: «کتاب انزلناه الیک مبارک»(24) هم پیامبر مبارک است: «فصل على محمّد... مفتاح البرکة»(25)
* هم قرآن پرچم نجات است: «عَلم نجاة»(26) هم پیامبر پرچم نجات است: «علماً لدلالة علیک»(27)
* هم درباره قرآن لقب کریم آمده است: «لقرآن کریم»(29) هم پیامبر معدن کرامت است: «تنشأ فى معادن الکرامة»(30)
* هم باید فرزندان خود را با قرآن گره بزنیم و هم با معرفت و اطاعت محمد و آل محمد آنان را ادب کنیم. «ادّبوا اولادکم على ثلاثة خصال: حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و قرائة القرآن»(31)
* هم قرآن سراسر یقین است: «انّه لحق الیقین»(32) هم رسول خدا به قدرى عبادت خالصانه کرد تا به درجه یقین و باور رسید «و عبدت اللّه مخلصاً حتى اتاک الیقین»(33)
* هم قرآن شفاست: «و شفاء لمافى الصدور»(34) و هم پیامبر طبیب است: «طبیب دّوار بطّبه»(35)
* هم براى قرآن صفت روشنگرى آمده است: «و قرآن مبین»(36) و هم براى پیامبر. «قل انى اناالنذیر المبین»(37)
* هم قرآن عزیز است: «لکتاب عزیز»(38) هم پیامبر وسیله عزّت است: «اعزّبه الزلّه»(39)
* هم قرآن مردم را به رشد فرا مىخواند: «یهدى الى الرشد»(40) و هم پیغمبر مردم را به رشد فرا مىخواند: «و هدى الى الرشد»(41)
* قرآن حافظ اصول کتابهاى آسمانى است: «مهیمناً علیه»(42) و پیامبر هم حافظ تمام انبیا پیشین است: «مهیمناً على المرسلین»(43)
* هم قرآن امام است: «علیکم بالقرآن فتّخذوه اماماً»(44) و هم پیامبر امام است: «و انا...امام المتقین»(45)
* هم قلبى که در آن قرآن است گرفتار عذاب الهى نمىشود: «لایعذب اللّه قلباً وعى القرآن»(46) هم امتى که در میان آنان پیامبر باشد گرفتار عذاب الهى نمىشود: «و ما کان اللّه لیعذبهم و انت فیهم»(47)
* نه در قرآن انحرافى است: «لم یجعل له عوجاً»(48) نه در پیامبر انحرافى است: «انّک لمن المرسلین على صراط مستقیم»(49)
* هم قرآن در اختلافات حرف آخر را مىزند: «انه لقول فصل»(50) هم کلام پیامبر آخرین حرف است. «کلامه الفصل»(51)
________________
1) شرح ابن ابىالحدید، ج 6، ص 340 ؛ سننالنّبى، علاّمه طباطبایى، ص 56.
2) نهج الفصاحه، ص 633.
3) فضائل الخمسه، ج 1، ص 43.
4) سوره فرقان، آیه 1. و در سوره سبأ آیه 28 مىخوانیم: «کافّة للناس» پیامبر فرمود: من براى تمام جهانیان فرستاده شدم. «ارسلت الى الخلق کافةّ» فضائل الخمسه، ج 1، ص 45.
5) نهج البلاغه، خطبه 26.
6) نهج البلاغه، خطبه 176.
7) نهج البلاغه، خطبه 95.
8) سوره یونس، آیه 57.
9) نهج البلاغه، خطبه 109.
10) سوره اسراء، آیه 9.
11) نهج البلاغه، خطبه 110.
12) وسائل الشیعه، ج 4، ص 854.
13) فضائل الخمسه، ج 1، ص 17.
14) سوره ابراهیم، آیه 1.
15) نهج البلاغه، خطبه 147.
16) انعام، 155.
17) سوره حشر، آیه 7.
18) سوره نحل، آیه 89.
19) سوره انبیاء، آیه 107.
20) تحف العقول، ص 488.
21) سوره نساء، آیه 174.
22) موسوعة زیارات المعصومین، ج 1، ص 142.
23) سوره آل عمران، آیه 138.
24) نهج البلاغه، خطبه 96.
25) سوره ص، آیه 29.
26) صحیفه سجادیه، دعاى دوم.
27) صحیفه سجادیه، دعاى 42.
28) صحیفه سجادیه، دعاى 42.
29) سوره واقعه، آیه 77.
30) موسوعة زیارة المعصومین، ج 1، ص 117.
31) کنز العمال، حدیث 45409.
32) سوره حاقّه، آیه 51.
33) موسوعة زیارة المعصومین، ج 1، ص 95.
34) سوره یونس، آیه 57.
35) نهج البلاغه، خطبه 106.
36) سوره حجر، آیه 1.
37) سوره حجر، آیه 89.
38) سوره فصّلت، آیه 41.
39) نهج البلاغه، خطبه 96.
40) سوره جن، آیه 22.
41) نهج البلاغه، خطبه 195.
42) سوره مائده، آیه 48.
43) نهج البلاغه، خطبه 63.
44) نهج الفصاحه، حدیث 1979.
45) بحارالانوار، ج 9، ص294.
46) کنز العمال، حدیث 2400.
47) سوره انفال، آیه 33.
48) سوره کهف، آیه 1.
49) سوره یس، آیه 4.
50) طارق، 13.
51) نهج البلاغه، خطبه 279.
تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن
جز 7 انعام
همه ستایش ها ویژه خداست که آسمان ها و زمین را آفرید و تاریکى ها و روشنى را پدید آورد . [ با این همه نشانه ها که گواهى بر یکتایى و قدرت اوست ] باز کافران براى پروردگارشان [ بت ها و معبودهاى باطل را ] شریک و همتا قرار می دهند .اوست که شما را از گِلى مخصوص آفرید ، سپس براى عمر شما مدتى مقرّر کرد ، و اجل حتمی و ثابت نزد اوست ، [ شگفتا ! که ] باز شما [ با این همه دلایل آشکار در یکتایى و ربوبیّت و خالقیّت او ] شک می کنید .و او در آسمان ها و در زمین ، خداست که نهان و آشکار شما را می داند ، و نیز به آنچه [ از خیر و شر ]به دست می آورید ، آگاه است .و هیچ نشانه اى از نشانه هاى پروردگارشان براى آنان نیامد مگر آنکه از آن روى گردانیدند .آنان حق را هنگامی که به سویشان آمد تکذیب کردند ، پس [ ظهور و تحقّق ]خبرهاى آنچه را همواره به آن استهزا می کردند ، به آنان خواهد رسید .آیا ندانسته اند که پیش از ایشان چه بسیار از ملت ها و اقوام را هلاک کردیم ؟ که به آنان در پهنه زمین ، نعمت ها و امکاناتى دادیم که به شما ندادیم ، و بر آنان باران هاى پى در پى و پر ریزش فرستادیم و نهرهایى از زیر پاى آنان جارى ساختیم [ ولى ناسپاسى کردند ] ; پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم ، و بعد از آنان اقوامی دیگر را پدید آوردیم .
و اگر ما نوشته اى روى صحفه اى بر تو نازل کنیم که آنان آن را با دست خود لمس کنند ، باز کفر پیشگان می گویند : این جز جادویى آشکار نیست!!و گفتند : چرا فرشته اى [ که در معرض دید ما قرار گیرد ] بر او نازل نشده است ؟ اگر فرشته اى نازل کنیم ، کار هلاکت [ این بهانه جویان ]تمام می شود و لحظه اى مهلت نیابند .[ این مغالطه گران لجوج می گویند : چرا پیامبر از جنس فرشتگان نیست ؟ ] اگر او را فرشته اى قرار می دادیم ، یقیناً وى را به شکل مردى در می آوردیم ، و قطعاً حقیقت را همانطور که آنان بر دیگران مُشتبه می کنند [ به سزاى لجاجتشان ] بر خود آنان مُشتبه می ساختیم ، [ تا بر فرض پیامبر قرار دادن فرشته ، باز بگویند: چرا پیامبرى از جنس بشر براى ما قرار داده است ؟ .مسلماً پیامبران پیش از تو هم مسخره شدند ; پس بر کسانى که پیامبران را مسخره می کردند ، عذاب و کیفرى که همواره به استهزا می گرفتند نازل شد و آنان را فرا گرفت .بگو : در زمین بگردید ، سپس با تأمل بنگرید که فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است ؟.بگو : مالکیّت و فرمانروایى آنچه در آسمان ها و زمین است در سیطره کیست ؟ بگو : در سیطره خداست که رحمت را بر خود لازم و مقرّر کرده ; یقیناً همه شما را در روز قیامت که تردیدى در آن نیست جمع خواهد کرد . فقط کسانى که سرمایه وجودشان را تباه کرده اند ، ایمان نمی آورند .و همه موجوداتى که در [ عرصه ] شب و روز آرام دارند ، در سیطره مالکیّت خدا هستند ; و او شنوا و داناست .بگو : آیا جز خدا را که آفریننده آسمان ها و زمین است ، سرپرست و یاور خود گیرم ؟ و اوست که روزى می دهد و خود بى نیاز از روزى است . بگو : من مأمورم نخستین کسى باشم که فرمان خدا را گردن نهد ، و فرمان یافته ام که هرگز از مشرکان مباش .بگو : مسلماً اگر پروردگارم را نافرمانى کنم ، از عذاب روزى بزرگ می ترسم.هر کس در آن روز ، عذاب از او برگردانده شود ، قطعاً خدا به او رحم کرده ، و آن است کامیابى آشکار .و اگر خدا تو را آسیب و گزندى رساند ، کسى جز او برطرف کننده آن نیست ، و اگر تو را خیرى رساند [ حفظ و دوامش فقط به دست اوست ] ; پس او بر هر کارى تواناست .اوست که بر بندگانش چیره و غالب است ، و او حکیم و آگاه است .[ به کافران و مشرکان که براى حق بودنِ نبوتت گواه می طلبند ] بگو : گواهى چه کسى از همه گواهان بزرگ تر است [ تا او را بر حقّانیّت نبوتم براى شما گواه آورم] ؟ بگو: خدا میان من وشما گواه است [که گواهى اش بزرگ ترین ومطمئن ترین و صحیح ترین گواهى هاست ] ، و این قرآن [ که گواهى خدا بر حقّانیّت نبوّت من است] به من وحى شده تا به وسیله آن شما وهر کس را که این قرآن به او می رسد بیم دهم . آیا شما [ با دلیل استوار و محکم ] گواهى می دهید که با خدا معبودهاى دیگرى به عنوان شریک هست؟ بگو: [ چون دلیلى وجود ندارد] من گواهى نمی دهم . بگو : فقط معبود یگانه و یکتا اوست ، و من از معبودهاى باطلى که شریک او قرار می دهید ، بیزارم .کسانى که به آنان کتاب آسمانى دادیم ، همان گونه که پسرانشان را می شناسند [ بر اساس اوصافى که در کتاب هایشان بیان شده ] پیامبر را می شناسند ; فقط کسانى که سرمایه وجودشان را تباه کردند ، ایمان نمی آورند .ستمکارتر از کسى که بر خدا دروغ بسته ، یا آیات او را تکذیب کرده ، کیست ؟ یقیناً ستمکاران ، رستگار نخواهند بود .و [ یاد کنید ] روزى که همه آنان را [ در عرصه قیامت ] جمع می کنیم ، سپس به کسانى که شرک ورزیده اند ، می گوییم : شریکانتان که آنان را شریک خدا می پنداشتید ، کجایند [ تا شما را از عذاب امروز نجات دهند ؟ ]پس [ آن روز ]بهانه و عذرشان [ براى رهایى از عذاب ] فقط این است که خواهند گفت : به خدا پروردگارمان سوگند ، که ما مشرک نبودیم ! با تأمل بنگر که چگونه بر خود دروغ می بندند ; وآنچه را به دروغ شریک خدا می دانستند از دستشان رفت وگم شد .گروهى از آنان به سخنانت گوش می دهند ، و ما [به کیفر لجاجت وکفرشان] بر دل هایشان پوشش هایى قرار دادیم که آن را نفهمند ، و در گوش هایشان سنگینى نهادیم [ تا نشنوند ] . و اگر همه نشانه هاى حق را ببینند باز هم به آن ایمان نمی آورند ; تا آنجا که وقتى به محضرت می آیند با تو می ادله وستیزه می کنند ، کافران [از روى لجاجت وعناد] می گویند: این [قرآن] جز افسانه هاى پیشینیان نیست .و آنان دیگران را [ از توجه به قرآن ]بازمی دارند و خود نیز از آن دور می شوند ، اینان جز خود را به هلاکت نمی اندازند ، و [ این خطر را ] درک نمی کنند .اگر هنگامی که آنان را بر آتش [ دوزخ ] نگه داشته اند ببینى [ حالتى ذلت بار و وضعى هول انگیز می بینى ] می گویند : اى کاش به دنیا بازگردانده می شدیم ، و در آنجا آیات پروردگارمان را تکذیب نمی کردیم ، و از مؤمنان می شدیم .[ ولى آرزوى آنان از روى صدق و راستى نیست ] بلکه آنچه [ از حقّانیّت توحید و نبوّت و معاد ] پیش از این پنهان می داشتند براى آنان آشکار شده [ که این گونه آرزو می کنند ] ، و اگر به دنیا بازگردانده شوند ، یقیناً به کفر و شرکى که از آن نهى شده اند بازمی گردند ; و مسلماً آنان دروغگویند .و [ زمانى که در دنیا بودند ] گفتند : جز این زندگى دنیاى ما زندگى دیگرى نیست و [ پس از مرگ ] برانگیخته نخواهیم شد .و اگر ببینى هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشته شوند [ وضعى شگفت انگیز می بینى ] ، خدا می فرماید : آیا این [ برانگیخته شدن و زنده گشتن پس از مرگ ] حق نیست ؟ می گویند : سوگند به پروردگارمان حق است . [ خدا ] می فرماید : پس به کیفر آنکه کفر می ورزیدید ، این عذاب را بچشید .کسانى که دیدار [ پاداش و مقام قرب ] خدا را تکذیب کردند ، یقیناً دچار زیان شدند . تا هنگامی که قیامت به طور ناگهان و غافل گیرانه به آنان رسد ، می گویند : اى بر ما دریغ و افسوس که نسبت به تکالیف و وظایف شرعى خود کوتاهى کردیم . و آنان بار سنگین گناهانشان را بر دوش می کشند ; آگاه باشید ! بد بارى است که بر دوش خواهند کشید.و زندگى دنیا [ بدون ایمان و عمل صالح ] بازى و سرگرمی است ، و یقیناً سراى آخرت براى آنان که همواره پرهیزکارى می کنند ، بهتر است . آیا نمی اندیشید ؟.آنچه را کافران و مشرکان [ بر ضد قرآن و تو ] می گویند می دانیم که تو را غمگین می کند . پس آنان تو را تکذیب نمی کنند ، بلکه ستمکاران آیات خدا را تکذیب می نمایند .مسلماً پیش از تو رسولانى تکذیب شدند [ و مورد آزار قرار گرفتند ] و بر تکذیب و آزارى که دیدند ، شکیبایى ورزیدند تا یارى ما به آنان رسید ، [ تو نیز شکیبایى کن تا یارى ما به تو برسد . این سنّت خداست ، ]و سنّت هاى خدا را تغییر دهنده اى نیست . و قطعاً بخشى از سرگذشت پیامبران [ در آیاتى که پیش از این نازل شده ] به تو رسیده است .و اگر روى گرداندن آنان [ از قرآن و نبوّت ] بر تو سنگین و دشوار است ، اگر بتوانى نقبى در زمین ، یا نردبانى براى راه یافتن در آسمان بجویى تا [ از عمق زمین و پهنه آسمان ] معجزه اى دیگر [ غیر قرآن ] براى آنان بیاورى [ این کار را انجام ده ولى آنها ایمان نمی آورند ] ; و اگر خدا می خواست همه آنان را [ به جبر و زور ] به راه هدایت گرد می آورد ; [ ولى هدایت اجبارى فاقد ارزش است ] پس هرگز [ نسبت به روحیات و اوصاف کافران لجوج که خواستار هدایت نیستند ] از بى خبران مباش.فقط کسانى [ دعوتت را ] پاسخ می دهند که [ سخنانت را با دقّت ، تدبّر ، اندیشه و تفکّر ] می شنوند ، [ مشرکان و کافران لجوج ، مردگانند ] و خدا مردگان را [ در قیامت ] برمی انگیزد ، آنگه [ براى حسابرسى ] به سوى او بازگردانده می شوند .و [ مرده دلان ] گفتند : چرا معجزه اى از سوى پروردگارش [ همانند معجزات پیامبران گذشته ] بر او نازل نمی شود ؟ بگو : یقیناً خدا قدرت دارد که معجزه اى [ نظیر آنچه آنان درخواست دارند ] نازل کند ، ولى [ این گونه درخواست هاى نابجا به سبب این است که ] بیشترشان [ شرایط و موقعیت ها را ] نمی دانند .و هیچ جنبنده اى در زمین نیست ، و نه هیچ پرنده اى که با دو بال خود پرواز می کند ، مگر آنکه گروه هایى مانند شمایند ; ما چیزى را در کتاب [ تکوین از نظر ثبت جریانات هستى و برنامه هاى آفرینش ] فروگذار نکرده ایم ، سپس همگى به سوى پروردگارشان گردآورى می شوند.کسانى که آیات ما را تکذیب کردند ، کرها و لال هایى فرو رفته در تاریکى هاى جهل و گمراهى اند ; خدا هر که را بخواهد [ به کیفر تکذیب آیاتش ] گمراه می کند ، و هر که را بخواهد [ به پاداش تصدیق آیاتش ] بر راه راست قرار می دهد .بگو : اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد ، آیا کسى را جز خدا [ براى یارى خویش ] می خوانید ؟.[ قطعاً چنین نیست ]بلکه فقط خدا را می خوانید ، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندى که به سبب آن او را خوانده اید برطرف می کند ، و [ آن زمان است که ] بت هایى که براى او شریک قرار می دهید ، فراموش می کنید .و بى تردید ما به سوى امت هایى که پیش از تو بودند [ پیامبرانى ] فرستادیم ; پس آنان را [ هنگامی که با پیامبران به مخالفت و دشمنى برخاستند ] به تهیدستى و سختى و رنج و بیمارى دچار کردیم ، باشد که [ در پیشگاه ما ] فروتنى و زارى کنند .
پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید ، فروتنى و زارى نکردند ؟ بلکه دل هایشان سخت شد و شیطان ، اعمال ناپسندى که همواره مرتکب می شدند در نظرشان آراست. پس چون حقایقى را که [براى عبرت گرفتنشان] به آن یادآورى شده بودند، فراموش کردند، درهاى همه نعمت ها را به روى آنان گشودیم ، تا هنگامی که به آنچه داده شدند ، مغرورانه خوشحال گشتند ، به ناگاه آنان را [ به عذاب ] گرفتیم ، پس یکباره [ از نجات خود ] درمانده و نومید شدند.در نتیجه ریشه کسانى که [ به آیات ما و به مردم ] ستم ورزیدند ، بریده شد ; و همه ستایش ها ویژه خدا مالک و مربى جهانیان است .[ به آنان که براى خدا به خیال باطلشان شریکانى قرار داده اند ] بگو : به من خبر دهید اگر خدا گوش ها و چشم هایتان را بگیرد ، و بر دل هایتان مُهر [ تیره بختى ] نِهد ، کدام معبودى جز خداست که آنها را به شما دهد ؟ ! با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت هاى گوناگون [ براى هدایت اینان ] بیان می کنیم ، سپس آنان روى می گردانند .
بگو : به من خبر دهید اگر عذاب خدا ناگهان [ مانند صاعقه و صیحه آسمانى ] یا آشکار [ مانند بیمارى هاى مهلک ] به سوى شما آید ، آیا جز گروه ستمکار هلاک می شوند ؟.و پیامبران را جز مژده دهنده و بیم رسان نمی فرستیم ; پس کسانى که ایمان بیاورند و [ مفاسد خود را ] اصلاح کنند نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند .و آنان که آیات ما را تکذیب کردند ، به سزاى نافرمانى هایشان عذاب به آنان خواهد رسید .بگو : من به شما نمی گویم که خزینه ها و گنجینه هاى خدا نزد من است ، و نیز غیب هم نمی دانم ، و نمی گویم که فرشته ام ; فقط از آنچه به من وحى شده پیروى می کنم . بگو : آیا [ اعراض کننده از وحى که ] نابینا [ ست ] و [ پیروِ وحى که ] بینا[ ست ]یکسانند ؟ ! پس چرا نمی اندیشید ؟ .و به وسیله این قرآن کسانى را که از محشور شدن به سوى پروردگارشان می ترسند ، هشدار ده که آنان را [ در آن روز هول انگیز ] جز خدا سرپرست و شفیعى نخواهد بود ; باشد که بپرهیزند .و آنان که بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را می خوانند [ و با این خواندن ]خشنودى او را می خواهند ، از خود مران . نه چیزى از حساب [ عمل ] آنان بر عهده توست ، و نه چیزى از حساب [ کار ] تو بر عهده آنان است تا آنان را برانى و [ به سبب راندنشان ] از ستمکاران باشى .و ما این گونه توانگران را به مؤمنان تهیدستى که در کنار تو هستند آزمودیم ، تا [ توانگران با تعجب و استهزا ] بگویند : آیا اینانند که خدا از میان ما بر آنان منّت نهاده [ و نعمت ایمان و عمل صالح داده و بر ما برترى بخشیده ؟ ! ] آیا خدا به سپاس گزاران داناتر نیست ؟.
و هرگاه کسانى که به آیات ما ایمان می آورند به نزد تو آیند ، بگو : سلام بر شما ، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرّر کرده ; بنابراین هر کس از شما به نادانى کار زشتى مرتکب شود ، سپس بعد از آن توبه کند و [ مفاسد خود را ] اصلاح نماید [ مشمول آمرزش و رحمت خدا شود ] ; زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است .و این گونه آیات را بیان می کنیم تا [ حق روشن شود و ] راه و رسم گناهکاران آشکار گردد .بگو : من از پرستیدن کسانى که شما به جاى خدا می پرستید نهى شده ام . بگو : من از هواهاى نفسانى شما پیروى نمی کنم ، که در آن صورت گمراه شده ام و از راه یافتگان نخواهم بود.
بگو : من بر دلیل روشنى [ مانند قرآن ] از سوى پروردگارم هستم و حال آنکه شما آن را تکذیب کردید ، عذابى که به آن شتاب دارید در اختیار من نیست . فرمان و حکم فقط به دست خداست ، همواره حق را بیان می کند و او بهترین داوران و جداکنندگان [ حق از باطل ] است.بگو : اگر عذابى که به آن شتاب دارید در اختیار من بود ، یقیناً کار میان من و شما به سرعت تمام شده بود ; و خدا به ستمکاران داناتر است [ که چه زمانى آنان را عذاب کند . و کلیدهاى غیب فقط نزد اوست ، و کسى آنها را جز او نمی داند . و به آنچه در خشکى و دریاست ، آگاه است ، و هیچ برگى نمی افتد مگر آنکه آن را می داند ، و هیچ دانه اى در تاریکى هاى زمین ، و هیچ تر و خشکى نیست مگر آنکه در کتابى روشن [ ثبت ] است .او کسى است که شبانگاهان روح شما را به وقت خواب می گیرد ، و آنچه را در روز [ از نیکى و بدى ] به دست می آورید می داند ; سپس شما را در روز [ با برگرداندن روح به جسمتان از خواب ] بر می انگیزد تا اجل مُعّین سر آید ; آن گاه بازگشت شما به سوى اوست ; سپس شما را به آنچه همواره انجام می دادید آگاه می کند .و اوست که بر بندگانش چیره و غالب است ، و همواره نگهبانانى [ از فرشتگان ] براى [ حفاظتِ ] شما [ از حوادث و بلاها ]می فرستد تا هنگامی که یکى از شما را مرگ در رسد [ در این وقت ] فرستادگان ما جانش را می گیرند ; و آنان [ در مأموریت خود ] کوتاهى نمی کنند . سپس [ همه ] به سوى خدا ، سرپرست و مولاى به حقّشان بازگردانده می شوند . آگاه باشید ! [ که در آن روز ] فرمانروایى و حکومت مطلق فقط ویژه اوست ; و او سریع ترین حساب گران است.بگو : چه کسى شما را از تاریکى هاىِ خشکى و دریا نجات می دهد ؟ در حالى که او را [ براى نجات خود ] از روى فروتنى و زارى و مخفیانه به کمک می طلبید ; [ و می گویید ] که اگر ما را از این [ تنگناها و مهلکه ها ] نجات دهد ، بى تردید از سپاس گزاران خواهیم بود .بگو : خدا شما را از آن [ سختى ها ] و از هر اندوهى نجات می دهد ، باز شما به او شرک می ورزید [ و به ناسپاسى می گرایید . بگو : او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما برانگیزد ، یا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد ، [ تا وضعتان به اختلافات سنگین و کینه هاى سخت بیانجامد ، ] و مزه تلخ جنگ و خونریزى را به هر گروه شما به وسیله گروه دیگر بچشاند ; با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت هاى گوناگون بیان می کنیم تا بفهمند .
و قوم تو [ قرآن ]را در حالى که حق است تکذیب کردند ; بگو : من بر [ هدایت ، پاداش و کیفر ] شما کارساز و صاحب اختیار نیستم. براى هر خبرى [ از مژده ها و بیم ها ] قرارگاهى است ، و به زودى [ ظهور و تحقّق آنها را در قرارگاه هایشان ]خواهید دانست .و هرگاه کسانى را دیدى که در آیات ما [ به قصد شبهه اندازى ] به یاوه گویى و سخن بى منطق می پردازند از آنان روى گردان [ و می لسشان را ترک کن ] تا در سخنى دیگر در آیند . و اگر شیطان تو را [ نسبت به ترک می لسشان ] به فراموشى اندازد ، پس از یاد آوردن [ به سرعت بیرون برو و ] با گروه ستمکاران منشین .و چیزى از حساب ستمکاران [ مغالطه گر ] بر عهده کسانى که [ به ناچار سخنان آنان را می شنوند ولى از نشستن با آنان ] می پرهیزند نیست ; بلکه [ بر عهده اهل تقواست که یاوه گویان را ] پند دهند ، تا [ از گفتار باطل و بى پایه خود ] بپرهیزند .و کسانى که دینشان را بازى و سرگرمی گرفتند ، و زندگى دنیا آنان را فریفت ، و اگذار ; و [ مردم را ] با قرآن اندرز ده ; که مبادا کسى [ در روز قیامت ] به [ کیفر ]آنچه [ از گناهان ] مرتکب شده [ از رحمت و ثواب ] محروم ماند [ و به هلاکت سپرده شود ] ; و او را جز خدا سرپرست و یاور و شفیعى نباشد ; و اگر [ براى رهایى اش از عذاب ] هر گونه عوض و فدیه اى بدهد از او پذیرفته نشود . آنانند که به سبب آنچه [ از اعمال زشت ] مرتکب شده اند [ از رحمت و ثواب ] محروم مانده [ و به هلاکت سپرده شده ]اند . و به خاطر آنکه همواره [ به آیات الهى ] کفر می ورزیدند براى آنان نوشابه اى از آب جوشان و عذابى دردناک است .
بگو : آیا به جاى خدا معبودى را بپرستیم که نه سودى به ما رساند و نه زیانى ؟ و پس از آنکه خدا ما را هدایت کرد [ به سبب شرک و بت پرستى ] به فرهنگ و فضاى جاهلیت بازمان گردانند ، مانند کسى که شیاطین عقلش را ربوده اند و در زمین سرگردان [ و بى هدف و گمراه ]است ، در حالى که براى او یارانى است که وى را به سوى هدایت دعوت می کنند که به جانب ما بیا [ ولى او به سبب سرگردانى و حیرت زدگى نمی پذیرد . ]بگو : یقیناً هدایت خدا همان هدایت [ واقعى ] است ، و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.و [ نیز فرمان یافته ایم ] به اینکه نماز را بر پا دارید و از خدا پروا کنید ، و اوست که به سویش گردآورى می شوید .و اوست که آسمان ها و زمین را به درستى و راستى آفرید ; و روزى که [ اراده اش به آفریدن چیزى تعلق گیرد ]می گوید : باش ، پس بى درنگ می باشد ; گفتارش حق است ; و روزى که در صور دمیده شود فرمانروایى و حاکمیّت مطلق ویژه اوست ، داناى نهان و آشکار است ، و او حکیم و آگاه است .و [ یاد کنید ] هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر [ شخصى که بنابر روایات اهل بیت ، پدر خوانده یا عمویش بود ] گفت : آیا بت هایى را به عنوان معبود خود انتخاب می کنى ؟ قطعاً من تو را و قومت را در گمراهى آشکار می بینم.و این گونه فرمانروایى و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان ها و زمین به ابراهیم نشان می دهیم تا از یقین کنندگان شود .پس چون [ تاریکى ] شب او را پوشانید ، ستاره اى دید [ براى محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستى ]گفت : این پروردگار من است ; هنگامی که ستاره غروب کرد ، گفت : من غروب کنندگان را دوست ندارم .هنگامی که ماه را در حال طلوع دید [ براى محکوم کردن ماه پرستان با تظاهر به ماه پرستى ] ، گفت : این پروردگار من است ; چون ماه غروب کرد ، گفت : یقیناً اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود .
وقتى خورشید را در حال طلوع دید [ براى محکوم کردن خورشیدپرستان با تظاهر به خورشید پرستى ] گفت : این پروردگار من است ، این بزرگ تر است ; و هنگامی که غروب کرد ، گفت : اى قوم من ! بى تردید من [ با همه وجود ] از آنچه شریک خدا قرار می دهید ، بیزارم .من به دور از انحراف و با قلبى حق گرا همه وجودم را به سوى کسى که آسمان ها و زمین را آفرید ، متوجه کردم و از مشرکان نیستم .
قومش با او به گفتگوى بى منطق و ستیز برخاستند ، گفت : آیا درباره خدا با من گفتگوى بى منطق و ستیز می کنید و حال آنکه او مرا هدایت کرد ؟ و من از آنچه که شما شریک او قرار می دهید نمی ترسم مگر آنکه پروردگارم چیزى را [ درباره من ]بخواهد ، دانش پروردگارم همه چیز را فراگرفته است ، آیا [ براى فهم توحید ]متذکّر نمی شوید ؟چگونه از آنچه شما شریک او قرار داده اید بترسم ؟ ! در حالى که خود شما از اینکه چیزى را شریک خدا گرفته اید که خدا هیچ دلیلى بر حقّانیّت آن بر شما نازل نکرده نمی ترسید ، اگر حقایق را می دانید [ بگویید ] کدام یک از دو گروه [خداپرستان و مشرکان] به ایمنى [از عذاب خدا] سزاوارترند ؟
کسانى که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی [ چون شرک ] نیامیختند ، ایمنى [ از عذاب ] براى آنان است ، و آنان راه یافتگانند .و آن [ دلایل استوار و محکم ] حجت و برهان ما بود که به ابراهیم در برابر قومش عطا کردیم ; هر که را بخواهیم [ به ] درجاتى بالا می بریم ; زیرا پروردگارت حکیم و داناست .
و اسحاق و یعقوب را به ابراهیم بخشیدیم ، [ و ]هر یک را هدایت کردیم ، و [ نیز ]نوح را پیش از این هدایت نمودیم ، و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [ هدایت کردیم ; ] و این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم.و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را [ نیز که از نسل اویند ، هدایت نمودیم ]همه از شایستگان بودند .و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط را [ هدایت کردیم ] ، و همه را بر جهانیان برترى دادیم .و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [ برترى عطا کردیم ] ، و آنان را برگزیدیم و به راهى راست هدایت نمودیم .این هدایت خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد به آن هدایت می کند ، و اگر [ آنان با همه عظمت و مقامی که داشتند براى خدا ]شریک قرار داده بودند ، یقیناً آنچه عمل شایسته انجام می دادند ، تباه و بى اثر می شد .آنان کسانى هستند که به ایشان کتاب ومنصب داورى ونبوّت دادیم; پس اگر اینان [ که به سبب مشرک بودنشان دشمنى و مخالفت می کنند ]به این حقایق [ که پایه هاى آیین الهى اند ] کفر ورزند ، یقیناً گروهى را [ براى نگهبانى و مراعات امر نبوّت و برنامه دین ] می گماریم که نسبت به آنها کافر نیستند .
آنان [ که در آیات گذشته به عنوان پیامبران از ایشان یاد شد] کسانى هستند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن ، [ و به قوم خود ] بگو : در برابر رسالتم پاداشى از شما نمی خواهم ، این [ قرآن ] جز تذکّر و پندى براى جهانیان نیست .
[ یهودیان بر ضد پیامبر اسلام به سفسطه گرى پرداختند چون ] آنان خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند ، چرا که گفتند : خدا بر هیچ بشرى نازل نکرده . بگو : کتابى را که موسى آورده چه کسى نازل کرده ؟ کتابى که براى مردمْ نور [ و روشنگر حقایق ] و [ سرتاسر ] هدایت است ، شما آن را در طومارهاى پراکنده قرار می دهید ، بخشى از آن را [ که دلخواه شماست براى مردم ] آشکار می کنید و بسیارى از آن را [ که گواه نبوّت پیامبر اسلام است ] پنهان می دارید و حال آنکه حقایقى که نه شما می دانستید و نه پدرانتان [ به وسیله تورات ] به شما آموخته شد . بگو : خدا ، سپس آنان را رها کن تا در باطل گویى و خرافاتشان بازى کنند .و این [ قرآن ] کتابى است پرفایده ، که ما آن را نازل کردیم ، تصدیق کننده کتاب هاى آسمانى پیش از خود است ، و [ نزولش ] براى این است که مردم مکه و کسانى را که پیرامون آنند بیم دهى ; و آنان که به آخرت ایمان دارند به آن ایمان می آورند ، و آنان همواره بر نمازشان محافظت می کنند .
چه کسى ستمکارتر از کسى است که به خدا دروغ می بندد ، یا می گوید : به من وحى شده ; در حالى که چیزى به او وحى نشده است ، و نیز کسى که بگوید : من به زودى مانند آنچه خدا نازل کرده نازل می کنم ؟ ! اى کاش ستمکاران را هنگامی که در سختى ها و شداید مرگ اند ببینى در حالى که فرشتگان دست هاى خود را [ به سوى آنان ] گشوده [ و فریاد می زنند ] جانتان را بیرون کنید ، امروز [ که روز وارد شدن به جهان دیگر است ] به سبب سخنانى که به ناحق درباره خدا می گفتید واز پذیرفتن آیات او تکبّر می کردید، به عذاب خوارکننده اى می ازات می شوید .
و [ لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب می شود : ] همان گونه که شما را نخستین بار [ در رحم مادر تنها و دست خالى از همه چیز ] آفریدیم ، اکنون هم تنها به نزد ما آمدید ، و آنچه را در دنیا به شما داده بودیم پشت سر گذاشته و همه را از دست دادید ، و شفیعانتان را که [ در ربوبیّت و عبادت ما ] شریک می پنداشتید ، همراه شما نمی بینیم ، یقیناً پیوندهاى شما [ با همه چیز ] بریده ، و آنچه را شریکان خدا گمان می کردید از دستتان رفته و گم شده است .بى تردید خدا شکافنده دانه و هسته است ; زنده را از مرده بیرون می آورد ، و بیرون آورنده مرده از زنده است ; این است خدا ، پس چگونه [ از حق ]منصرفتان می کنند ؟
شکافنده صبح [ از پرده تاریک شب است ] و شب را براى آرامش قرار داد ، و خورشید و ماه را وسیله اى براى محاسبه و اندازه گیرى زمان مقرّر فرمود ; این است اندازه گیرى آن تواناى شکست ناپذیر ودانا .
و اوست که ستارگان را براى شما قرار داد تا به وسیله آنها در تاریکى هاى خشکى و دریا راه یابید ; مسلماً ما آیات خود را براى قومی که دانایند بیان کردیم .
و اوست که شما را از یک تن آفرید ، برخى [ از شما ] استقرار یافته [ در زمین ] و برخى به ودیعت نهاده [ در اصلاب و رحم هایند ] ; ما آیات خود را براى قومی که می فهمند ، بیان کردیم .و اوست که از آسمان آبى فرستاد ، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [ از زمین ] رویاندیم ، و از آن ساقه ها و شاخه هاى سبز درآوردیم ، و از آن دانه هاى متراکم را خارج می کنیم ، و از شکوفه درخت خرما خوشه هاى سر فروهشته [ به وجود می آوریم ] ، و باغ هایى از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بى شباهت به هم [ بیرون می آوریم ] ; به میوه اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید ، مسلماً در این [ امور ] براى قومی که ایمان می آورند ، نشانه هایى [ بر توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا ]ست
[ مشرکان ] براى خدا شریکانى از جن قرار دادند ، در حالى که همه آنها را خدا آفرید ، و از روى جهل و بى دانشى براى خدا پسران و دخترانى انگاشتند ; منزّه و برتر است از آنچه آنان توصیف می کنند .
[ او ] پدید آورنده آسمان ها و زمین است ، چگونه او را فرزندى باشد ؟ ! در صورتى که براى او همسرى نبوده ، و همه چیز را او آفریده ; و او به همه چیز داناست .
این است خدا پروردگار شما ، جز او معبودى نیست ، آفریننده همه چیز است ; پس تنها او را بپرستید ، و او کارساز هر چیز است .چشم ها او را در نمی یابند ، ولى او چشم ها را درمی یابد ، و او لطیف و آگاه است .بى تردید براى شما از سوى پروردگارتان دلایلى روشن آمده ، پس هر که [ به وسیله آن دلایل بینا شود و حقایق را با چشم دل ] ببیند به سود خود اوست و هر که [ با پشت کردن به دلایل ] کوردل شود [ و از دیدن حقایق محروم گردد ]به زیان خود اوست ، [ وظیفه من ابلاغ پیام خداست ] و بر شما حافظ و نگهبان نیستم .
این چنین ، آیات [ خود ] را به صورت هاى گوناگون بیان می کنیم [ تا هدف هایى تحقق یابد ] ، یکى اینکه منکران با متهم کردن تو که این آیات را از دیگران فرا گرفته اى ، شقاوت خود را کامل کنند و دیگر اینکه آن را براى گروهى که دانایند ، روشن سازیم .از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى شده پیروى کن ، هیچ معبودى جز او نیست ، و از مشرکان روى بگردان .اگر خدا می خواست آنان [ به طور اجبار ] شرک نمی آوردند ، [ ولى خواست خدا آزادى انسان در انتخاب است ] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [ تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنى . و معبودانى را که کافران به جاى خدا می پرستند ، دشنام ندهید ، که آنان هم از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام خواهند داد . این گونه براى هر امتى عملشان را آراستیم [ تا به کیفر لجاجت و عنادشان گمان کنندکه آنچه انجام می دهند نیکوست ، ] سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود ، پس آنان را به اعمالى که همواره انجام می دادند ، آگاه می کند.
با سخت ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه دلخواهشان براى آنان آید ، قطعاً به آن ایمان می آورند ، بگو : معجزات فقط در اختیار خداست ، و شما [ اى مردم مؤمن ! ] چه می دانید [ که حقیقت چیست ؟ ] حقیقت این است که اگر آن معجزه هم بیاید ، ایمان نمی آورند .
و دل ها و دیدگانشان را [ که وسیله فهم و بصیرت است ، به سزاى لجاجت و عنادشان ] وارونه و دگرگون کردیم ، [ به این سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ایمان نمی آورند ] همان گونه که نخستین بار به آیات قرآن ایمان نیاوردند ، آنان را در طغیانشان رها می کنیم تا پیوسته سرگردان باشند .
و مسلماً اگر ما فرشتگان را به سوى آنان نازل می کردیم ، و مردگان با آنان سخن می گفتند ، و همه چیز را گروه گروه در برابرشان گرد می آوردیم ، باز هم [ از روى اراده و اختیار ] ایمان نمی آوردند ; مگر آنکه خدا [ ایمان آوردنشان را به طور اجبار ]بخواهد ، ولى بیشترشان نادانى و جهالت می ورزند .
و این گونه براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انس و جن قرار دادیم ، که براى فریب مردم همواره گفتارى باطل ولى به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء می کنند ، و اگر پروردگارت می خواست چنین نمی کردند ، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم می بافند واگذار .و [ ما به عنوان آزمایش بندگان از القاى گفتار باطل توسط شیاطین انس و جن به یکدیگر مانع نشدیم ] تا دل هاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند به آن القائات متمایل شود ، و آن را بپسندد و [ براى رسیدن به منتهاى شقاوت که کیفر لجاجت و عناد آنان است ] هر عمل زشتى را که بخواهند انجام دهند ، نهایتاً انجام دهند .
آیا جز خدا حاکم و داورى بطلبم ؟ ! در حالى که اوست که این کتاب آسمانى را که [ همه معارف و احکام در آن ] به تفصیل بیان شده به سوى شما نازل کرد ; و اهل کتاب [ به ویژه دانشمندان آنان ] می دانند که این کتاب [ قرآن ] از سوى پروردگارت به درستى و راستى نازل شده ; پس [ در اینکه معجزه خواهى منکران و مخالفت هاى اهل کتاب از روى حقیقت جویى نیست ] از تردیدکنندگان مباش .
و سخن پروردگارت از روى راستى و عدل کامل شد ، سخنان او را تغییر دهنده اى نیست ; و او شنوا و داناست .
اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [ و آرا و خواسته هایشان را گردن نهى ] تو را از راه خدا گمراه می کنند ; آنان فقط از گمان و پندار [ که پایه علمی و منطقى ندارد ] پیروى می کنند ، و تنها به حدس و تخمین تکیه می زنند .
یقیناً پروردگارت به کسى که از راه او گمراه می شود و نیز به راه یافتگان داناتر است .پس اگر به آیات خدا ایمان دارید ، از آنچه [ از گوشت حیوان حلال گوشتى ] که [ وقت ذبح شدن ] نام خدا بر او برده شده بخورید [ نه از ذبیحه گمراهان . .
و شما را چه شده [ که به دنبال یاوه گویى مشرکان ] از آنچه [ چون گوشت ذبیحه اى ]که نام خدا بر آن برده شده نمی خورید ؟ ! در صورتى که آنچه را خدا بر شما حرام نموده براى شما بیان کرده است ، مگر چیزى که [ براى حفظ جانتان ] به خوردن آن ناچار شوید ; و قطعاً بسیارى [ از بداندیشان ] ، دیگران را از روى جهل و نادانى با هواهاى نفسانى خود گمراه می کنند ; یقیناً پروردگارت به تجاوزکاران [از حدود حق] داناتر است .
گناه آشکار و پنهان را رها کنید ; قطعاً کسانى که مرتکب گناه می شوند به زودى در برابر آنچه همواره مرتکب می شدند ، می ازات خواهند شد .از آنچه [ هنگام ذبح شدن ] نام خدا بر آن برده نشده نخورید ; مسلماً خوردن آن فسق [ و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا ] است ; قطعاً شیاطین [ شبهات ناروایى را به ضد احکام خدا ] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [ درباره احکام خدا ] می ادله و ستیزه کنند ، و اگر از آنان پیروى کنید ، یقیناً شما هم مشرکید .
آیا کسى که [ از نظر عقلى و روحى ]مرده بود و ما او را [ به وسیله هدایت و ایمان ] زنده کردیم ، و براى وى نورى قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم [ به درستى و سلامت ] حرکت کند ، مانند کسى است که در تاریکى ها [ ىِ جهل و گمراهى ] است و از آن بیرون شدنى نیست ؟ ! این گونه براى کافران [ به خاطر لجاجت و عنادشان ] آنچه انجام می دادند ، آراسته شد [ تا گمان کنند اعمالى را که انجام می دهند نیکوست . .
و این گونه [ که در مکه می بینى ] در هر آبادى و شهرى رؤسا و سردمداران گنهکارى قرار دادیم تا در آن [ براى گمراه کردن مردم ] نیرنگ زنند ، ولى جز به خودشان نیرنگ نمی زنند ، و [ این واقعیت را ] درک نمی کنند .
و چون آیه و معجزه اى [ بخاطر هدایت یافتنشان ]به سوى آنان آید ، می گویند : هرگز ایمان نمی آوریم تا نظیر آنچه به پیامبران خدا داده شده به ما هم داده شود . خدا داناتر است که مقام رسالت را در کجا قرار دهد ; به زودى آنان را که گناه کرده اند به کیفر نیرنگى که [ همواره براى گمراه کردن مردم ] می زدند ، در پیشگاه خدا ذلت و خوارى و عذابى سخت خواهد رسید .
پس کسى را که خدا بخواهد هدایت کند ، سینه اش را براى [ پذیرفتن ] اسلام می گشاید ; و کسى را که [ به خاطر لجاجت و عنادش ] بخواهد گمراه نماید ، سینه اش را چنان تنگ می کند که گویى به زحمت در آسمان بالا می رود ; خدا این گونه پلیدى را بر کسانى که ایمان نمی آورند ، قرار می دهد .
و این [ قرآن و اسلام ] راه راست پروردگار توست ; ما آیات را براى گروهى که متذکّر می شوند ، بیان کردیم .براى آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت و امن است ; و به پاداش کارهاى پسندیده اى که همواره انجام می دادند یار و سرپرست آنان است .
و [ یاد کنید ] روزى که همه جن و انس را جمع می کنیم [ و به طایفه جن می گوییم : ] اى گروه جن ! شما [ با وسوسه و اغواگرىِ خود ] در بسیارى از انسان ها میل و رغبت کردید [ تا آنان را گمراه کنید ] و دوستانشان از میان انسان ها می گویند : پروردگارا ! هر یک از ما دو گروه [ پیشوایان و پیروان ] از دیگرى بهره بردارى کردیم [ ما پیروان به بهره هاى نامشروع رسیدیم ، و پیشوایان از منحرف کردن ما بهره ناروا بردند ] تا به آن مدت از عمرى که براى ما مقرّر کرده بودى ، رسیدیم . [ خدا ] می گوید : آتش ، جایگاه شماست ، در آن جاودانه اید ، مگر آنکه خدا نجات شما را بخواهد ; یقیناً پروردگارت حکیم و داناست .
این گونه برخى ستمکاران را بر برخى به کیفر گناهانى که همواره مرتکب می شدند ، مسلط و چیره می کنیم.[ در قیامت خطاب می رسد : ] اى گروه جن و انس ! آیا براى شما از جنس خودتان پیامبرانى نیامدند که همواره آیات مرا بر شما می خواندند و شما را از دیدار امروزتان هشدار می دادند ؟ می گویند : ما به زیان خود گواهى می دهیم [ که آمدند ، ولى ما تکذیبشان کردیم ] و [ جلوه هاى پر زرق و برق ]زندگى دنیا آنان را فریفت ، و [ اکنون در این عرصه هول انگیز ] به زیان خود گواهى می دهند که [ در دنیا ] کافر بودند .
این [ فرستادن پیامبران ] براى این است که پروردگارت مردم شهرها و آبادى ها را در حالى که اهلشان [ پیش از آمدن پیامبران]بى خبر [از توحید و معاد و حقایق] باشند ، از روى ستم هلاک نمی کند .
و [ در قیامت ] براى هر کدام [ از دو گروه جن و انس ] به سزاى آنچه انجام می دادند ، درجاتى [ از ثواب و عذاب ] است ; و پروردگارت از آنچه انجام می دهند ، بى خبر نیست .
و پروردگارت بى نیاز و صاحب رحمت است ، اگر بخواهد همه شما را هلاک می نماید ، و پس از شما هر نسلى که بخواهد جایگزین شما می کند ، همان گونه که شما را از نسل گروهى دیگر پدید آورد .
بى تردید آنچه [ از ثواب و عقاب ] به شما وعده می دهند ، آمدنى است ; و شما عاجز کننده خدا نیستید [ تا بتوانید از دسترس قدرتش بیرون روید . .
بگو : اى قوم ! تا جایى که در قدرت شماست [ براى مبارزه با من و آیینم ] بکوشید ، من هم [ در انجام دادن وظایفم ]می کوشم ، سپس خواهید دانست که سرانجام خوش و نیکوى سراى آخرت براى کیست ؟ قطعاً ستمکاران رستگار نمی شوند .
و مشرکان از زراعت و چهارپایانى که خدا آفریده براى او سهمی قرار دادند ، و به گمان بى اساس خود گفتند : این سهم خدا ، و این سهم بُتان ما ; [ و عقیده داشتند ] آنچه براى بتانشان باشد به خدا نمی رسد و آنچه براى خدا باشد [ در صورتى که سهم بتان کمبودى داشته باشد ] به آنها می رسد ; بد است آنچه داورى می کنند .
مانند [ این سهم بندى بى اساس که هواى نفسشان در نظرشان آراست ] بتان ، کشتن فرزندانشان را در نظرشان آراستند تا سرگردان و هلاکشان سازند و دینشان را بر آنان مُشتبه [ و آمیخته به بدعت ها و خرافات ] کنند ; اگر خدا می خواست [ اجباراً ] آن کار را نمی کردند [ ولى اجبار به عمل و ترک آن مشمول خواست خدا نیست ; ] پس آنان را با آنچه دروغ می سازند واگذار .
و به گمان بى اساس خود گفتند : این چهار پایان و زراعتى که [ سهم خدا و بتان است ، خوردنش ] ممنوع است ، فقط کسى که ما بخواهیم باید از آنها بخورد ، و [ اینها ] چهارپایانى است که سوار شدن بر آنان حرام است ، و [ نیز آنان را ] چهارپایانى [ بود ] که [ هنگام ذبح ] نام خدا را بر آنها نمی بردند ، در حالى که [ این سنت ها و قوانین را به دروغ ] به خدا نسبت می دادند ; به زودى خدا آنان را در برابر آنچه دروغ می بستند ، می ازات خواهد کرد
و گفتند : آنچه در شکم این چهارپایان است [ در صورتى که زنده بیرون آید ] ویژه مردان ماست ، و بر همسرانمان حرام است ، و اگر مرده باشد همگى در آن شریکند ; به زودى خدا آنان را بر این توصیف بى پایه و باطلشان جزا خواهد داد ، زیرا خدا حکیم و داناست .
قطعاً کسانى که فرزندان خود را از روى سبک مغزى و جهالت کشته اند ، و آنچه را خدا روزى آنان کرده بود بر پایه دروغ بستن به خدا حرام شمرده اند ، زیان کردند ; به راستى که گمراه شدند و هدایت یافته نبودند .
و اوست که باغ هایى [ که درختانش برافراشته ] بر داربست و باغ هایى [ که درختانش ] بدون داربست [ است ] ، و درخت خرما ، و کشتزار با محصولات گوناگون ، و زیتون ، و انار شبیه به هم و بى شباهت به هم را پدید آورد . از میوه هاى آنها هنگامی که میوه داد بخورید ، و حقِّ [ الهىِ ] آن را روز دروکردنش [ که به تهیدستان اختصاص داده شده ] بپردازید ، و از اسراف [ در خوردن وخرج کردن] بپرهیزید ، که قطعاً خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد )
و از دام ها ، حیوانات باربر و حیوانات کُرک دار و پشم دهنده را [ آفرید ] ; از آنچه خدا روزى شما کرده بخورید ، و از گام هاى شیطان پیروى نکنید ، که بى تردید او براى شما دشمنى آشکار است .[ از حیوانات حلال گوشت و قابل استفاده شما ] هشت نوع همراه با جفتش [ را آفرید ] از گوسفند یک نر و یک ماده ، از بز یک نر و یک ماده ، بگو : آیا خدا ، نر گوسفند و بز ، یا ماده گوسفند و بز را یا آنچه را که رحم آن دو ماده در برگرفته حرام کرده ؟ اگر راستگویید از روى علم و دانش به من خبر دهید .
و از شتر یک نر و یک ماده و از گاو یک نر و یک ماده [ را آفرید ] بگو : آیا خدا نرینه شتر و گاو یا ماده هر دو را یا آنچه را که رحم آن دو ماده دربرگرفته حرام کرده ؟ یا زمانى که خدا شما را به این [ حرام ساختگى ] سفارش کرد ، حاضر بودید ، پس ستمکارتر از کسى که به خدا دروغ بندد تا مردم را از روى نادانى و جهالت گمراه کند ، کیست ؟ ! مسلماً خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.
بگو: در احکامی که به من وحى شده [خوراک] حرامی را بر خورنده اى که میل دارد آن را بخورد نمی یابم ، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [ از رگ هاى حیوان ] یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند ، یا حیوانى که از روى نافرمانى از دستور خدا [ هنگام ذبح ] نام غیر خدا بر آن برده شده ; پس کسى که [ براى نجات جانش از خطر ] به خوردن آنها ناچار شود در حالى که خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نکند [ گناهى بر او نیست ; ]یقیناً پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است .
و هر حیوان ناخن دار ، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربى هایى که بر پشت یا روده هاى آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است ; این [ تحریم ] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم ، و یقیناً ما راستگوییم .
اگر تو را تکذیب کردند ، بگو : پروردگارمان صاحب رحمتى گسترده است ، ولى عذاب او هم از گروه می رمان بازگردانده نخواهد شد.
کسانى که براى خدا شریک و همتا قرار دادند به زودى خواهند گفت : اگر خدا می خواست نه ما شرک می ورزیدیم و نه پدرانمان ، و نه چیزى [ از حلال خدا را خودسرانه ] حرام می کردیم [ پس شرک و تحریم ما جبرى بوده نه اختیارى ] کسانى که پیش از اینان بودند [ بر اساس همین عقیده باطل پیامبران را ] تکذیب کردند تا عذاب و انتقام ما را چشیدند ; بگو : آیا نزد شما دانشى [ استوار و منطقى مُستدل بر عقایدتان ] هست که آن را براى ما آشکار کنید ؟ شما فقط از پندارهاى واهى و پوچ پیروى می کنید و جز به حدس و گمان تکیه نمی زنید .
بگو : دلیل و برهان رسا [ که قابل ردّ ، ایراد ، شک و تردید نیست ] مخصوص خداست ، و اگر خدا می خواست قطعاً همه شما را [ به طور جبر ] هدایت می کرد .
[ به مدعیان تحریم هاى خودسرانه ] بگو : گواهان خود را که گواهى می دهند بر اینکه خدا این امور را حرام کرده بیاورید . پس اگر گواهان هم گواهى دادند تو با آنان گواهى مده ; [ زیرا گواهى دادنشان ناحق و نارواست ] و از هواهاى نفسانى آنان که آیات ما را تکذیب کردند ، و کسانى که به آخرت ایمان ندارند ، و براى پروردگارشان شریک و همتا قرار می دهند ، پیروى مکن .
بگو : بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم : اینکه چیزى را شریک او قرار مدهید ، و به پدر و مادر نیکى کنید ، و فرزندانتان را از [ ترسِ ] تنگدستى نکشید ، ما شما و آنان را روزى می دهیم ، و به کارهاى زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید ، و انسانى را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید ; خدا این [ گونه ] به شما سفارش کرده تا بیندیشید .
و به مال یتیم جز به روشى که نیکوتر است ، نزدیک نشوید تا به حدّ بلوغِ [ بدنى و عقلىِ ] خود برسد ، و پیمانه و ترازو را بر اساس عدالت و انصاف کامل و تمام بدهید ; هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کنیم ; و هنگامی که سخن گویید ، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد ، و به پیمان خدا وفا کنید ; خدا این [ گونه ] به شما سفارش کرده تا پند گیرید .
و مسلماً این [ برنامه هاى محکم و استوار و قوانین و مقرّرات حکیمانه ] راه راست من است ; بنابراین از آن پیروى کنید و از راه هاى دیگر پیروى مکنید که شما را از راه او پراکنده می کند ; خدا این [ گونه ] به شما سفارش کرده تا پرهیزکار شوید .
سپس به موسى کتاب دادیم براى اینکه [ نعمت خود را ] بر آنان که نیکى کردند کامل کنیم ، و براى اینکه همه احکام و معارفى که مورد نیاز بنى اسرائیل بود ، تفصیل و توضیح دهیم و براى اینکه هدایت و رحمت [ بر آنان ] باشد تا به دیدار [ پاداش و مقام قرب ]پروردگارشان ایمان آورند .
و این [ قرآن ] کتابى پرفایده است که ما آن را نازل کردیم پس آن را پیروى کنید و [ از مخالفت با آن ] بپرهیزید تا مشمول رحمت شوید .
[ آرى ، قرآن را نازل کردیم ] تا [ شما مشرکان ] نگویید : کتاب آسمانى فقط بر دو گروه پیش از ما [ یهود و نصارى ] نازل شد و [ چون به لغت ما نبود ] از [ یاد گرفتن ] قرائت آنان و آموزششان بى خبر ماندیم .
یا نگویید : اگر کتاب آسمانى بر ما نازل می شد ، مسلماً از آنان راه یافته تر بودیم ، اینک برهانى آشکار و هدایت و رحمتى از سوى پروردگارتان براى شما آمد ، پس ستمکارتر از کسى که آیات خدا را تکذیب کند و از آن ها روى بگرداند کیست ؟ به زودى کسانى [ را ] که از آیات ما روى می گردانند ، به خاطرِ روى گرداندنشان به عذابى سخت می ازات خواهیم کرد .
آیا جز این انتظار دارند که فرشتگانِ [ عذاب ] به سویشان آیند ، یا [ قیامت ]پروردگارت [ که روز جلوه کامل حق و ظهور وانکشاف تام توحید است ] بیاید ، یا برخى از نشانه هاى پروردگارت [ مانند مرگ و آثار پس از آن ] تحقق یابد ؟ روزى که برخى از نشانه هاى پروردگارت به ظهور آید ، ایمان آوردن کسى که پیش از این ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایسته اى انجام نداده سودى نخواهد داشت . بگو : [ شما با این وضع ناروایى که دارید ] منتظر [ عذاب ] باشید . ما هم منتظریم [ که عذاب خدا به شما برسد .
مسلماً کسانى که دینشان را بخش بخش کردند ، وگروه گروه شدند ، تو را هیچ پیوندى با آنان نیست ، کار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالى که همواره انجام می دادند ، آگاهشان می کند.
هر کس کار نیک بیاورد ، پاداشش ده برابر آن است ، و آنان که کار بد بیاورند ، جز به مانند آن می ازات نیابند و ایشان مورد ستم قرار نمی گیرند .
بگو : یقیناً پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرد ، به دینى پایدار و استوار ، دین ابراهیم یکتاپرست حق گرا ، و او از مشرکان نبود بگو : مسلماً نماز و عبادتم و زندگى کردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانیان است .
او را شریکى نیست ، و به این [ یگانه پرستى ] مأمورم ، و نخستین کسى هستم که [ در این آیین ] تسلیم [ فرمان ها و احکام ] اویم .
بگو : آیا جز خدا پروردگارى بجویم در حالى که او پروردگار هر چیزى است ؟ ! و هیچ کس جز به زیان خود [ عمل زشتى ] مرتکب نمی شود ، و هیچ سنگین بارى بار گناه دیگرى را بر نمی دارد ; سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان خواهد بود ، پس شما را به [ حقّانیّت ] آنچه درباره آن [ با مردم مؤمن ] اختلاف می کردید ، آگاه می کند . « اوست کسى که شما را در زمین ، جانشینان [ نسل هاى گذشته ] قرار داد ، و [ پایه هاى مادى و معنوى ]برخى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى بالا برد تا شما را در آنچه به شما عطا کرده ، بیازماید ; قطعاً پروردگارت زود کیفر است ، و یقیناً بسیار آمرزنده و مهربان است .
از استاد انصاریان
حزب 24
اى اهل ایمان ! یهود و نصارى را سرپرستان و دوستان خود مگیرید ، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [ و تنها به روابط میان خود وفا دارند ] . و هر کس از شما ، یهود و نصارى را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است ; بى تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند .کسانى که در دل هایشان بیمارى [ دورویى ] است ، می بینى که در دوستى با یهود و نصارى شتاب می ورزند و [ بر پایه خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استوارى نباشند ] می گویند : می ترسیم آسیب و گزند ناگوارى به ما برسد [ به این سبب باید براى دوستى به سوى یهود و نصارى بشتابیم ] . امید است خدا از سوى خود پیروزى یا واقعیت دیگرى [ به نفع مسلمانان ]پیش آرد تا این بیماردلان بر آنچه در دل هایشان پنهان می داشتند ، پشیمان شوند .و کسانى که ایمان آورده اند [ به مؤمنان دیگر ] می گویند : آیا این بیماردلان آنانند که به سخت ترین سوگندهایشان به خدا سوگند می خوردند که با شما مؤمنانند ؟ ! [ ولى روشن شد که دروغ می گفتند . آنان یهود و نصارى را به سرپرستى و دوستى گرفتند و به این سبب ] اعمالشان تباه و بى اثر شد ، در نتیجه زیانکار شدند .اى اهل ایمان ! هر کس از شما از دینش برگردد [ زیانى به خدا نمی رساند ] خدا به زودى گروهى را می آورد که آنان را دوست دارد ، و آنان هم خدا را دوست دارند ; در برابر مؤمنانْ فروتن اند ، و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند ، همواره در راه خدا جهاد می کنند ، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده اى نمی ترسند . این فضل خداست که به هر کس بخواهد می دهد ; و خدا بسیار عطاکننده و داناست .سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [ مانند على بن ابى طالب اند ] که همواره نماز را برپا می دارند و در حالى که در رکوعند [ به تهیدستان ] زکات می دهند .و کسانى که خدا و رسولش و مؤمنانى [ چون على بن ابى طالب ] را به سرپرستى و دوستى بپذیرند [ حزب خدایند ، ] و یقیناً حزب خدا [ در هر زمان و همه جا ] پیروزند .اى مؤمنان ! کسانى که دین شما را مسخره و بازیچه گرفته اند ، چه از اهل کتاب و چه از کافران ، سرپرستان و دوستان خود مگیرید ; و اگر مؤمن هستید از خدا پروا کنید .و چون براى نمازْ ندا در می دهید ، آن را به مسخره و بازى می گیرند ; این کار زشتشان به سبب این است که آنان گروهى هستند که [ در حقایق و معارف ] اندیشه نمی کنند .بگو : اى اهل کتاب ! آیا جز این را بر ما عیب می گیرید که ما به خدا و آنچه از سوى او بر ما نازل شده و آنچه پیش از ما [ بر پیامبران ] فرود آمده ایمان آورده ایم ؟ ! و این [ عیب جویى شما به سبب این است ] که بیشتر شما فاسق هستید .بگو : آیا شما را از کسانى که کیفرشان [ از مؤمنانى که به خیال خود از آنان عیب می گیرید و آنان را سزاوار عذاب می دانید ] نزد خدا بدتر است ، خبر دهم ؟ [ آنان ] کسانى [ از گذشتگان خود شما ] هستند که خدا لعنتشان کرده ، و بر آنان خشم گرفته ، و برخى از آنان را به صورت بوزینه و خوک درآورده ، و [ نیز آنان که ] طاغوت را پرستیدند ; اینانند که جایگاه و منزلتشان بدتر و از راه راست گمراه ترند .
و هنگامی که نزد شما آیند ، گویند : ایمان آوردیم . در حالى که با کفر وارد می شوند ، و با کفر بیرون می روند ; و خدا به کفر و نفاقى که همواره پنهان می کنند ، داناتر است . بسیارى از آنان را می بینى که در گناه و تجاوز [ از حدود خدا ] و حرام خورى خود می شتابند ; همانا بد است اعمالى که همواره انجام می دادند .چرا دانشمندان الهى مَسلک [ و کاملان در دین ] و عالمان یهود ، آنان را از گفتار گناه آلود و حرام خوارى بازنمی دارند ؟ بسیار زشت است سکوتى که همواره پیش می گرفتند .و یهود گفتند : دست [ قدرت ]خدا [ نسبت به تصرّف در امور آفرینش ، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزى ]بسته است . دست هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد ; بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [ به هر چیز و به هر کس ] هر گونه بخواهد ، روزى می دهد . و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده است ، بر سرکشى و کفر بسیارى از آنان می افزاید . و ما میان [ یهود ، نصارى و گروه هاى دیگر ]آنان تا روز قیامت کینه و دشمنى انداختیم . هر زمان آتشى را براى جنگ [ با اهل ایمان ] افروختند خدا آن را خاموش کرد ، و همواره در زمین براى فساد می کوشند ، و خدا مفسدان را دوست ندارد .و اگر اهل کتاب [ به آیین اسلام ] ایمان می آوردند و پرهیزکارى می کردند ، یقیناً گناهانشان را محو می کردیم ، و آنان را در بهشت هاى پر نعمت در می آوردیم .و اگر آنان تورات و انجیل [ واقعى ] و آنچه را که از سوى پروردگارشان به آنان نازل شده برپا می داشتند ، بى تردید از برکات آسمان و زمین بهره مند می شدند . از آنان گروهى میانه رو و معتدل اند ، و بسیارى از آنان بد است آنچه را انجام می دهند .اى پیامبر ! آنچه از سوى پروردگارت [ درباره ولایت و رهبرى على بن أبى طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام) ] بر تو نازل شده ابلاغ کن ; و اگر انجام ندهى پیام خدا را نرسانده اى . و خدا تو را از [ آسیب و گزند ] مردم نگه می دارد ; قطعاً خدا گروه کافران را هدایت نمی کند .بگو : اى اهل کتاب ! شما بر مسلک صحیح و درستى نیستید تا زمانى که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده بر پا دارید ، و بى تردید آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، بر سرکشى و کفر بسیارى از آنان می افزاید ، پس بر گروه کافران غمگین مباش .یقیناً کسانى که [ از روى ظاهر ] به اسلام گرویده اند و یهودى ها و صابئان و نصارى [ با مُتّصف بودن به عنوان اسلام یا یهودیت یا صابئیت یا نصرانیّتْ ، اهل سعادت و نجات نیستند ، ] هر کدام [ از این گروه ها در زمان هر پیامبرى از روى یقین و اخلاص ] به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشند ، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند .البته ما از بنى اسرائیل [ بر اطاعت از خدا و پیروى از موسى ] پیمان گرفتیم و پیامبرانى به سوى ایشان فرستادیم ; هرگاه پیامبرى احکام و قوانینى که دلخواهشان نبود براى آنان می آورد ، گروهى را تکذیب کرده و گروهى را می کشتند ! .وپنداشتند که عذاب و می ازاتى وجود ندارد ; بنابراین [ از دیدن واقعیات ] کور و [ از شنیدن حقایق و معارف ] کر شدند ، سپس [ بعد از آگاهى و توبه کردن ]خدا توبه آنان را پذیرفت . باز بسیارى از آنان کور و کر شدند ! و خدا به آنچه انجام می دهند ، بیناست .آنان که گفتند : خدا همان مسیح ، فرزند مریم است ، بى تردید کافر شدند ; و حال آنکه مسیح گفت : اى بنى اسرائیل ! خداى یکتا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید ، مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد ، بى تردید خدا بهشت را بر او حرام کند ، و جایگاهش آتش است ، و براى ستمکاران هیچ یاورى نیست .آنان که گفتند : خدا یکى از [ این ]سه تاست [ پدر ، پسر ، روح ] یقیناً کافر شدند ، و حال آنکه هیچ معبودى جز خداى یکتا نیست . و اگر از آنچه می گویند بازنایستند ، قطعاً به کسانى از آنان که [ به سبب چنین اعتقادى ] کافر شدند ، عذابى دردناک خواهد رسید .آیا به سوى خدا بازنمی گردند ، و از او درخواست آمرزش نمی کنند ؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است .مسیح ، فرزند مریم جز فرستاده اى [ از سوى خدا ] نیست که پیش از او هم فرستادگانى گذشته اند . و مادرش زن بسیار راستگو [ و درست کارى ] بود . هر دو[ مانند انسان هاى دیگر ] غذا می خوردند . با تأمل بنگر چگونه نشانه ها را براى آنان بیان می کنیم [ تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک ، خدا نیستند ] ; سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [ از حق به باطل ] منحرف می شوند ؟ .بگو : آیا به جاى خدا چیزى را می پرستید که براى شما قدرت دفع هیچ زیان و جلب هیچ سودى را ندارد ؟ ! و خداست که شنوا [ ىِ همه گفتارها ] و دانا [ ىِ همه اسرار و رازها ] ست .بگو : اى اهل کتاب ! به ناحق در دینتان غلوّ نکنید ، و از امیال و هوس هاى گروهى که یقیناً پیش از این گمراه شدند وبسیارى را گمراه کردند و از راه راست دور شدند ، پیروى مکنید .از بنى اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسى بن مریم لعنت شدند . لعنت شدنشان براى این بود که [ نسبت به فرمان هاى خدا و انبیا ] سرپیچى داشتند و همواره [ از حدود الهى ] تجاوز می کردند .آنان یکدیگر را ازکارهاى زشتى که مرتکب می شدند بازنمی داشتند . مسلماً بد بود آنچه را انجام می دادند.بسیارى از آنان را می بینى که با کسانى که کفر ورزیدند ، همواره دوستى می کنند . قطعاً بد است آنچه نفوسِ [ طغیان گرشان براى قیامت ] آنان پیش فرستاده است ; [ و نتیجه آن این است ] که خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب جاودانه اند .اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده ایمان می آوردند ، [ از برکت آن ایمان ] کفّار و مشرکان را سرپرست و دوست خود نمی گرفتند ; ولى بسیارى از آنان فاسق اند .یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنى نسبت به مؤمنان ، یهودیان و مشرکان خواهى یافت . و البته نزدیک ترینشان را در دوستى با مؤمنان ، کسانى می یابى که گفتند : ما نصرانى هستیم . این واقعیت براى آن است که گروهى از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند ، و آنان [ در پیروى از حق ] تکبّر نمی کنند .و چون آنچه را که بر پیامبر اسلام نازل شده بشنوند ، دیدگانشان را می بینى به سبب آنچه از حق شناخته اند ، لبریز از اشک می شود ، می گویند : پروردگارا ! ایمان آوردیم ، پس ما را در زمره گواهان [ به حقّانیّت پیامبر و قرآن ] بنویس .و بر پایه چه عذر و بهانه اى به خدا و آنچه از حق براى ما آمده ایمان نیاوریم ؟ و حال آنکه امید داریم که پروردگارمان ما را در زمره شایستگان درآورد.پس خدا به پاس این سخنان [ و عقاید صادقانه ] به آنان بهشت هایى پاداش داد که از زیرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آن جاودانه اند ; و این است پاداش نیکوکاران .و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند ، اهل آتش اند .اى اهل ایمان ! چیزهاى پاکیزه اى را که خدا براى شما حلال کرده بر خود حرام نکنید ، و [ از حدود خدا ] تجاوز ننمایید ; یقیناً خدا متجاوزان را دوست ندارد .و از نعمت هاى حلال و پاکیزه اى که خدا روزى شما فرموده ، بخورید ; و از خدایى که به او ایمان دارید ، پروا کنید .خدا شما را به خاطر سوگندهاى لغو و بى هدفتان می ازات نمی کند ، ولى به سبب [ شکستنِ ]سوگندهایى که به طور جدّى و با قصد و اراده خورده اید ، مؤاخذه می کند ; پس کفّاره [ شکستن ] این گونه سوگندها ، طعام دادن به ده نفر مسکین از غذاهاى متوسطى است که به خانواده خود می خورانید ، یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر ، یا آزاد کردن یک برده . و کسى که هیچ یک [ از این کفّاراتِ سه گانه ] را نیابد کفّاره اش سه روزْ روزه است . این است کفّاره سوگندهایتان زمانى که سوگند خوردید [ و آن را شکستید ] . لازم است سوگندهاى خود را حفظ کنید . این گونه خدا آیاتش را براى شما بیان می کند تا سپاس گزارید .اى اهل ایمان ! جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بت هایى که [ براى پرستش ] نصب شده وپاره چوب هایى که به آن تفأل زده می شود ، پلید و از کارهاى شیطان است ; پس از آنها دورى کنید تا رستگار شوید .مسلماً شیطان می خواهد با شراب و قمار ، میان شما دشمنى و کینه [ سخت ] اندازد ، و از یاد خدا و نماز بازتان دارد ; آیا شما [ از این امور با همه زیان ها وخطراتى که دارد ] خوددارى خواهید کرد ؟.و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید ، و [ از مخالفت با خدا و پیامبر ]بپرهیزید ، پس اگر روى گردانید [ سزاوار کیفر می شوید ] ، و بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن آشکارِ [ پیام وحى ] است .بر کسانى که ایمان آورده اند و کارهاى شایسته انجام داده اند نسبت به آنچه [ پیش از حکم تحریم ، از مسکرات و منافع قمار و سایر مُحرّمات ] خورده اند ، گناهى نیست ، هرگاه بپرهیزند و ایمان [ واقعى ] آورند و [ خالصانه ] کارهاى شایسته انجام دهند ; سپس پرهیزکارى را تداوم بخشند و ایمان خود را ادامه دهند ، و بر پرهیزکارى پافشارى ورزند و کار نیک بجا آورند ; و خدا نیکوکاران را دوست دارد .اى اهل ایمان ! بى تردید خدا شما را به چیزى از شکار [ حیوانات در حالى که مُحرم هستید ] آزمایش می کند ، چه شکارى که [ به آسانى و بدون اسلحه ] دست شما به آن برسد ، و [ چه شکارى که به سبب وحشى بودنش ]نیزه هاى شما [ آن را صید می کند ; ] تا خدا کسى را که در نهان از او می ترسد ، معلوم و مشخص نماید . و هر که پس از این [ امتحان از حدود خدا ] تجاوز کند [ و در حال احرام به شکار برخیزد ] براى او عذابى دردناک است .اى اهل ایمان ! در حالى که در احرام [ حج یا عمره ] هستید ، شکار را نکشید . و هر کس از شما عمداً آن را بکشد ، کفّاره اى همانند آن از جنس چهارپایانِ [ اهلى ] بر عهده اوست ; که [ همانند بودن آن را ] دو عادل از خودتان گواهى دهند ، و به عنوان قربانى به [ حریم ]کعبه رسد ، یا به کفّاره [ آن شکار کشته شده معادل قیمت قربانى ] به مستمندان طعام دهد ، یا برابر تعداد مستمندى که طعام می دهد روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد . خدا از [ گناه ] کشتن شکارهایى که پیش از این حکم انجام گرفته ، درگذشت. و هر که [پس از کفّاره دادن] به شکار کردن بازگردد، خدا از او انتقام می گیرد ; و خدا تواناى شکست ناپذیر و صاحب انتقام است .براى بهره مند شدن شما و کاروانیان ، شکار کردن از دریا و خوراکى آن [ در حال احرام ] بر شما حلال شد . و شکار صحرا و بیابان تا زمانى که مُحرم هستید ، بر شما حرام است . و از خدایى که به سوى او گردآورى می شوید ، پروا کنید .خدا ، [ زیارتِ ]کعبه ، آن خانه با حرمت ، و ماه هاى حرام ، و قربانى هاى بى نشان ، و قربانى هاى نشان دار را وسیله قوام و برپایى [ زندگى ، معیشت و سامان دنیا و آخرت ]مردم قرار داد . این [ شرایع و احکام ] براى آن است که بدانید : یقیناً خدا آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است می داند ; و قطعاً خدا به همه چیز داناست.بدانید مسلماً خدا [ نسبت به نافرمانى بندگان ] سخت کیفر ، و [ نسبت به طاعت آنان ]بسیار آمرزنده و مهربان است.بر عهده پیامبر جز رساندن [ پیام خدا ] نیست . و خدا آنچه را آشکار می کنید و آنچه را پنهان می دارید ، می داند .بگو : ناپاک و پاک [ مانند کافر و مؤمن ، معصیت و طاعت ، حرام و حلال ، و معیوب و سالم ]یکسان نیستند ; هر چند فراوانى ناپاک ها تو را به شگفت آورد . پس اى صاحبان خرد ! از خدا پروا کنید تا رستگار شوید .اى اهل ایمان ! از احکام و معارفى [ که شریعت اسلام از بیان آنها خوددارى می کند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگانْ نهى و امرى نسبت به آنها ندارد ] مپرسید ; که اگر براى شما آشکار شود ، غمگینتان کند . و اگر هنگامی که قرآن نازل می شود از آنها بپرسید ، براى شما روشن می شود . خدا از [ اینکه شما را به ] آن احکام و معارف [ که باعث غم و اندوه شماست مُکلّف کند ]گذشت کرد ; و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است .گروهى از پیشینیان شما از آن احکام و معارف پرسیدند ، [ چون براى آنان روشن شد ، از اجرایش روى گرداندند ]سپس به آن کافر شدند .دا هیچ حیوانى را به عنوان بحیره [ ماده شترى که پنجمین حمل مادر خود باشد ] و سائبه [ شترى که ده ماده زاییده ] و وصیله [ گوسفند ماده اى که همزاد با بره نر است ] و حام [ شتر نرى که ده شتر از او پدید آمده ] ، مقدس و ممنوع از تصرّف قرار نداده است . ولى کسانى که کفر ورزیده اند [ این امور را ]بر خدا دروغ می بندند و بیشترشان اندیشه نمی کنند.
و هنگامی که به آنان گویند : به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر آیید ، گویند : روش و آیینى که پدرانمان را بر آن یافته ایم ، ما را بس است . آیا هر چند پدرانشان چیزى نمی دانستند و هدایت نیافته باشند [ باز هم این تقلید جاهلانه و ناروا را بر خود می پسندند ؟ ! .اى اهل ایمان ! مراقبِ [ ایمان و ارزش هاى معنوىِ ]خود باشید ; اگر شما هدایت یافتید ، گمراهى کسى که گمراه شده به شما زیانى نمی رساند . بازگشت همه شما به سوى خداست ; پس شما را از آنچه انجام می دادید ، آگاه خواهد کرد .اى اهل ایمان ! هنگامی که یکى از شما را [ آثارِ ] مرگ فرا می رسد ، باید در حال وصیت ، دو عادل از هم کیشان خود را بر وصیت شاهد بگیرید ; یا اگر در سفر بودید و مرگِ شما فرا رسید [ و شاهدى از مؤمنان نیافتید ] دو نفر از غیر هم کیشان خود را شاهد وصیت بگیرید . و اگر [ شما وارثان در صداقت و راستى آن دو شاهد غیر مسلمان ] شک کردید ، هر دو را بعد از نماز حبس کنید ، پس به خدا سوگند یاد می کنند که ما این شهادت را به هیچ قیمتى نمی فروشیم هر چند [ مورد شهادت ]خویشاوندان ما باشد ، و شهادت الهى را [ که در حقیقت شهادت بر وصیت است ]پنهان نمی کنیم ، که اگر پنهان کنیم از گناهکاران خواهیم بود .پس اگر اطلاعى حاصل شود که آن دو شاهد [ با شهادت ناحقّ خود ] مرتکب گناه شده اند ، دو شاهد دیگر از کسانى که به میّت نزدیک تر [ و از کم و بیش وصیت آگاه تر ]ند به جاى آن دو شاهدِ [ خائن ] می ایستند ، و به خدا سوگند می خورند که شهادتمان از شهادت آن دو نفر درست تر و به حق نزدیک تر است ، و [ در شهادتى که بر خلاف شهادت آنان می دهیم ] بناى تجاوز از حق را نداریم ، [ که اگر داشته باشیم ]قطعاً از ستمکاران خواهیم بود.
این [ حکم به ترتیبى که خدا براى شما مقرّر کرده ] براى اینکه شاهدان شهادت را به صورتى درست و صحیح ادا کنند یا بترسند ، [ از اینکه مشتشان باز شود و سوگندشان مورد توجه قرار نگیرد ] و حقّ سوگندشان به دیگران برگردانده شود ، به حقیقت نزدیک تر است . و از خدا پروا کنید و [ فرمان هایش را ] بشنوید ; و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی کند .
[ از ] روزى [ پروا کنید ] که خدا پیامبران را جمع می کند ، و [ به آنان ]می فرماید : [ در برابر دعوتتان به اجراى دستورهاى خدا ] چه پاسخى به شما داده شد ؟ گویند : ما را [ در برابرِ دانشِ تو ] هیچ دانشى نیست ; یقیناً تویى که به نهان ها بسیار دانایى .[ یاد کنید ] هنگامی که خدا فرمود : اى عیسى بن مریم ! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن ، آن گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایى بخشیدم ، که با مردم در گهواره [ به اعجاز ] و در میان سالى [ به وحى ] سخن گفتى ، و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم ، و هنگامی که به اذن من از گِل ، می سمه اى به شکل پرنده می ساختى ، پس در آن می دمیدى و به فرمان من پرنده اى زنده می شد ، و کور مادر زاد و شخص پیس را به اذن من شفا می دادى ، و زمانى که مردگان را به اجازه من [ زنده از گور ] بیرون می آوردى ، و آن گاه که [ شرّ و آسیب ]بنى اسرائیل را هنگامی که براى آنان دلایل روشن آوردى از تو بازداشتم ، پس کسانى که از آنان کافر شدند ، گفتند : این [ دلایل و معجزات ] جز افسونى آشکار نیست.و [ یاد کنید ] هنگامی که به حواریون وحى کردم که به من و فرستاده من ایمان آورید . گفتند : ایمان آوردیم و شاهد باش که ما [ در برابر خدا ، فرمان ها و احکام او ] تسلیم هستیم .[ و یاد کنید ]زمانى که حواریون گفتند : اى عیسى بن مریم ! آیا پروردگارت می تواند براى ما سفره اى که غذا در آن باشد از آسمان نازل کند ؟ ! گفت : اگر ایمان دارید ، از خدا پروا کنید.گفتند : می خواهیم از آن بخوریم و دل هاى ما آرامش یابد ، و بدانیم که تو [ در ادعاى نبوتت ] به ما راست گفته اى ، و ما بر آن از گواهان باشیم.عیسى بن مریم گفت : خدایا ! اى پروردگار ما ! براى ما از آسمان سفره اى پر از غذا نازل کن تا عیدى باشد براى اهل زمان ما و نسل آینده ما ، و نشانه اى از سوى تو ; و ما را روزى بخش که تو بهترین روزى دهندگانى .
خدا فرمود : من مسلماً آن را بر شما نازل می کنم ، پس اگر کسى از شما بعد از آن کافر شود [ و به انکار نبوّت عیسى و معجزه اش برخیزد ] بى تردید او را عذابى خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن گونه عذاب نکنم .و [ عرصه هول انگیز قیامت را یاد کنید ]هنگامی که خدا به عیسى بن مریم می فرماید : آیا تو به مردم گفتى که مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جاى خدا انتخاب کنید ؟ ! می گوید : منزّه و پاکى ، مرا چنین قدرتى نمی باشد که آنچه را حقّ من نیست بگویم ، اگر آن را گفته باشم یقیناً تو آن را می دانى ، تو از آنچه در جان و روح من است آگاهى ، و من از آنچه در ذات توست نمی دانم ; زیرا تو بر نهان ها بسیار دانایى.من به آنان جز آنچه را که به من دستور دادى نگفتم ، [ گفتم : ] خدایى را بپرستید که پروردگار من و شماست . و تا زمانى که در میان آنان بودم گواهشان بودم ، و چون مرا [ از میان آنان به سوى خود ] برگرفتى ، خود مراقب و نگاهبانشان بودى ; و تو بر همه چیز گواهى .. سبب شرک ورزیدنشان ] عذاب کنى ، بندگان تواند ، و اگر آنان را بیامرزى ، یقیناً تویى که تواناى شکست ناپذیر و حکیمی .
خدا فرمود : این روزى است که راستان را راستى و صدقشان سود دهد . براى آنان بهشت هایى است که از زیرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى
از استاد انصاریان
چیز قابل ذکر
بارها سوره انسان را خوانده بودم ولی از کنار آیه اول آن به راحتی گذشته بودم .امروز که آنرا خواندم با خود گفتم منظور خدا از اینکه مدتی بر انسان گذشت و چیز قابل ذکری نبود،چیست ؟چرا در اول سوره آورده است ؟.یاد حدیث گرانسنگ رسول تفکر و اندیشه افتادم که یک لحظه( یک ساعت در زبان عرب به لحظه ،ساعت می گویند) ، اندیشه برتر از 70 سال عبادت است .انسان زمانی قابل اعتنا و ذکر است که از اندیشه و تفکرش که مایه تمایز او با حیوان است،استفاده کند.خیلی ها در دنیای فعلی هستند که چیزی ندارند که از آنها یاد کنی،نه دانشی ،نه هنری ،نه خلاقیتی ،نه کار خیری ،از انسانهای اولیه هم که ذکری به میان می آید بابت نقاشیهای آنها در غارها یا ابزاری است که برای رفاه حال جامعه خود ساخته اند یا بابت کشاورزی و تلاش آنها در شناخت پدیده ها از خود به یادگار نهاده اند.آیات بعد سر منشاء انسان که از نطفه ای که شامل ذراتی است (اینهم می توانست سوژه یک پروژه شود که این ذرات تشکیل دهنده نطفه چیست؟پس می بینیم اگر مسلمانان روی هر کلمه قرآن تفکر می کردند حالا آنان به جای دیگران قابل ذکر بودند .از طرفی همه به مطالعه قرآن از هر نوع تخصص ومشغله ای نیاز دارند ،چون برای همه ایده ساز است ).هدف خلقت آزمایش انسان و این آزمایش منجر به شنوایی و بینایی او می گردد. اینکه راه را خدا نمایانده است که شاکران و ناسپاسان مشخص شوند.البته هرکدام نتیجه خاص خود را دارد.ناسپاسی غل و زنجیرو شعله های آتش و سپاس از منعم و استفاده از هدایت خدایی ثمره اش نیکویی و نیک بودن در دنیا و ادامه نعمت در آخرت که خدا نعمتی را که به هرکس دهد جز با ناسپاسی از کف اش بیرون نمی کند.افراد قابل ذکر کسانی اند که به عهدی که با خالق خود بستند وفا می کنند.مسکین ،یتیم و اسیر را فقط برای رضای او اطعام می دهند.از روز سخت و غمبار جزا بر خود می ترسند،بر طاعت خدا ،خود را به مشقت می اندازند و صبر می کنند.خدا هم خوب جبران می کند.اینان هم مشتاق فرامین الهی اند .خدا هم دستورات خوشبختی خود را به آنها ابلاغ می کند .در اجرای فرامین الهی کوشاو صابر باشید و از گناه پیشه گان و نا سپاسان پیروی نکنید.صبح و شام خدا را یاد کنید.مدتی از شب را برای او در حال سجده و تسبیح باش . حیات جاودانه است به فکر کل مسیر باشید . اهداف نزدیک ، شما را از مقاصد دور دست ،روزهای نیرو و قوت شما را از روزهای سستی و ناتوانی غافل نکند . فرمانبرداری به رحمت خدا،ستم بر خود و جامعه به عذاب منتهی می شود. از این سوره استفاده می شود که اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله که مصداق این آیات هستند خودرا با وفای به عهد خود با خالق و پا گذاشتن در مسیر رضای الهی قابل ذکر و رفعت نمودند و هرکس که در مسیر آنان قرار گیرد ،قابل اعتنا و ذکر می شود.خدایا به برکت محمد و آل پاک و برجسته اش که درود پیاپی ما بر آنان باد ،ما را به وسیله ذکر آنها در مسیر آنان قرار ده تا ما هم قابل ذکر شوییم و اعتنا
حدیث منزلت
اگر قبول کنیم که نسبت علی (ع) به حضرت محمد (ص) همانند نسبت هارون به موسی است که هنگام حرکت پیامبر به جنگ تبوک بیان فرمودند با توجه به آیات قرآن به چه نتایجی می رسیم.؟
هارون 20 بار در قرآن آمده است پس نام علی به کنایه 20 بار در قرآن آمده است (نمره اش بیست است).به سبب کینه شدید بنی امیه و بنی عباس و برای مصون ماندن قرآن از تحریف نام علی به صراحت بیان نشده است.
1-آل محمد صلی الله علیه و آله تابوت سکینه آیندگانند .آیه 48 بقره
2- علی (ع) جانشین رسول الله صلی الله علیه و آله است.آیه 142 اعراف
3-علی (ع) وهب و بخشش الهی به محمد (ص) است .آیه 53 مریم
4-علی (ع) برادر و پشتگرمی و شریک نبوت است. .ایات 20 و 21 و 22 طه
5- بعد از مرگ محمد (ص) مردم بوسیله گوساله (ابوبکر) سامری(عمر) مورد آزمایش الهی قرار گرفتند و علی (ع) به خاطر وحدت کوتاه آمد.اهل سنت متعصب هرگز تا ظهور حضرت مهدی(محمد)ایمان نخواهندآورد آیات 90 و 91 و 92 طه
6 -علی (ع) وزیر محمد (ص) است. 35 فرقان
7-علی (ع) تصدیق کننده و تشدید کننده زور بازوی محمد (ص) است. آیات 34 و 35 قصص
8- علی علیه السلام از محسنین است.آیه 84 انعام
9-خدا به علی (ع) سلام داده و او را محسن و مومن خوانده است.آیات 120-121-122 صافات
حزب 23
وداستان دو پسر آدم را [ که سراسر پند و عبرت است ] به درستى و راستى بر آنان بخوان ، هنگامی که هر دو نفر با انجام کار نیکى به پروردگار تقرّب جستند ، پس از یکى پذیرفته شد ، و از دیگرى پذیرفته نشد . [ برادرى که عملش پذیرفته نشد از روى حسد و خودخواهى به برادرش ] گفت : بى تردید تو را می کشم . [ او ] گفت : خدا فقط از پرهیزکاران می پذیرد .
مسلماً اگر تو براى کشتن من دستت را دراز کنى ، من براى کشتن تو دستم را دراز نمی کنم ; زیرا از خدا پروردگار جهانیان می ترسم .
من می خواهم به گناه کشتن من و گناه خودت [ که سبب مردود شدن کار نیکت بود ، به پیشگاه خدا ] بازگردى و در نتیجه از دوزخیان باشى ; و این است پاداش ستمکاران .
نفس [طغیان گرش ] ، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد ، پس او را کشت و از زیانکاران شد .
پس [ در کنار جسد برادرش سرگردان بود که ] خدا کلاغى را برانگیخت که زمین را می کاوید تا به او نشان دهد که چگونه جسد برادرش را پنهان کند . [ با دیدن حرکات کلاغ ] فریاد زد : واى بر من ! آیا ناتوان و عاجز بودم از اینکه مانند این کلاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم ؟ ! نهایتاً از پشیمانان شد .
به این سبب بر بنى اسرائیل لازم و مقرّر کردیم که هر کس انسانى را جز براى حق ، [ قصاص ] یا بدون آنکه فسادى در زمین کرده باشد ، بکشد ، چنان است که همه انسان ها را کشته ، و هر کس انسانى را از مرگ برهاند و زنده بدارد ، گویى همه انسان ها را زنده داشته است . و یقیناً پیامبران دلایل روشنى براى بنى اسرائیل آوردند ، سپس بسیارى از آنان بعد از آن در روى زمین به [ تجاوز از حدود حقّ و فساد و ] زیاده روى برخاستند .
کیفر آنان که با خدا و پیامبرش می جنگند ، و در زمین به فساد و تباهى می کوشند ، فقط این است که کشته شوند ، یا به دارشان آویزند ، یا دست راست و پاى چپشان بریده شود ، یا از وطن خود تبعیدشان کنند . این براى آنان رسوایى و خوارى در دنیاست ، و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ است .
مگر کسانى که پیش از دست یافتنتان بر آنان توبه کنند ; پس بدانید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .
اى اهل ایمان ! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله اى [ از ایمان ، عمل صالح و آبروى مقرّبان درگاهش ] براى تقرّب به سوى او بجویید ; و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید .
قطعاً کسانى که کافر شدند اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن را نیز با آن همراه خود داشته باشند ، تا آن را براى نجاتشان از عذاب روز قیامت فدیه و عوض دهند ، از آنان پذیرفته نخواهد شد ; و براى آنان عذابى دردناک است .
همواره می خواهند از آتش بیرون آیند ، ولى از آن بیرون شدنى نیستند ; و براى آنان عذابى دائم و پایدار است .
و دست مرد و زن دزد را به کیفر کار زشتى که مرتکب شده اند به عنوان می ازاتى از سوى خدا قطع کنید ; و خدا تواناى شکست ناپذیر است.
پس کسى که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را ] اصلاح نماید ، یقیناً خدا توبه اش را می پذیرد ; زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .
آیا ندانسته اى که فرمانروایى آسمان ها و زمین در سیطره خداست ، هر کس را بخواهد عذاب می کند ، و هر کس را بخواهد می آمرزد ; و خدا بر هر کارى تواناست ؟
اى پیامبر ! کسانى که در کفر می شتابند تو را غمگین نسازند ، چه آنان که به زبانشان گفتند : ایمان آوردیم و دل هایشان ایمان نیاورده ، و چه آنان که یهودى اند که به شدت شنونده دروغند [ با آنکه می دانند دروغ است ] و به شدت گوش به فرمان گروهى دیگرند که [ از روى حسد و کبر ] نزد تو نیامده اند . [ آن گروهى که ] کلمات [ خدا ] را پس از استوارى در جایگاه هایش تحریف می کنند ، [ و معناى حقیقى اش را تغییر می دهند و به مقلّدان و مطیعان بى سواد خود ]می گویند : اگر [ از طرف پیامبر اسلام ] احکام [ و فرمان هایى مطابق میل ما ]به شما ابلاغ کردند بپذیرید ، و اگر آن را [ مطابق میل ما ] ابلاغ نکردند [ از آن ] بپرهیزید . و کسانى که خدا عذاب [ و رسوایى و ذلت ]شان را بخواهد ، تو هرگز نمی توانى چیزى از عذاب خدا را از آنان برطرف کنى . اینانند کسانى که خدا نخواسته دل هایشان را [ از آلودگى ] پاک کند ; براى آنان در دنیا خوارى و رسوایى ، و در آخرت عذابى بزرگ است .
آنان فوق العاده شِنواى دروغ اند [ با آنکه می دانند دروغ است و ] بسیار خورنده مال حرام ; پس اگر نزد تو آمدند میان آنان [ در آنچه تو را داور قرار دادند ] داورى کن ، یا [ اگر نخواستى داورى کنى ] از آنان روى برتاب . و اگر روى برتابى هرگز هیچ زیانى به تو نمی رسانند . و اگر میانشان داورى کردى به عدالت داورى کن ; زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد .
چگونه تو را داور قرار می دهند در حالى که تورات که در آن حکم خداست نزد آنان است ؟ سپس بعد از آنکه میانشان با حکمی که مطابق حکم تورات است داورى کردى روى برمی تابند ، و [ این روى برتافتن نشانه این است که ] آنان [ به تورات هم ] ایمان ندارند .
بى تردید ما تورات را که در آن هدایت و نور است نازل کردیم . پیامبرانى که [ تا زمان عیسى ]تسلیم تورات بودند بر اساس آن براى یهودیان داورى می کردند ، و [ نیز ]دانشمندان الهى مَسلک [ وکاملان در دین ] و عالمان یهود به سبب آنکه حفظ و حراست کتاب خدا از آنان خواسته شده بود و بر [ درستى و راستى ]آن گواه بودند به وسیله آن داورى می کردند . پس [ اى دانشمندان یهود ! ]از مردم نترسید و از من بترسید ، و آیاتم را به بهایى اندک مفروشید . و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داورى نکنند ، هم اینانند که کافرند .
و ما در تورات بر بنى اسرائیل لازم و مقرّر داشتیم که [در قانون قصاص ] جان در برابر جان ، و چشم در مقابل چشم ، و بینى به عوض بینى ، و گوش به جاى گوش ، و دندان در برابر دندان ، و زخم ها را قصاصى است . و هر که از آن قصاص گذشت کند ، پس آن گذشت کفّاره اى براى [ خطاها و معاصىِ ] اوست . و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داورى نکنند ، هم اینانند که ستمکارند .
و به دنبال پیامبران گذشته ، عیسى بن مریم را درآوردیم در حالى که تصدیق کننده تورات پیش از خود بود ، و انجیل را که در آن هدایت و نور است به او عطا کردیم و آن هم تصدیق کننده تورات پیش از خود ، و براى پرهیزکاران هدایت و موعظه بود .
و باید اهل انجیل بر طبق آنچه خدا در آن نازل کرده داورى کنند ، و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داورى نکنند ، هم اینانند که فاسق اند .
و ما این کتاب [ قرآن ] را به درستى و راستى به سوى تو نازل کردیم در حالى که تصدیق کننده کتاب هاى پیش از خود و نگهبان و گواه بر [ حقّانیّت همه ] آنان است ; پس میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داورى کن ، و [ به هنگام داورى ] سرپیچى از حقّى که به سوى تو آمده از هواهاى نفسانى آنان پیروى مکن . براى هر یک از شما شریعت و راه روشنى قرار دادیم . و اگر خدا می خواست همه شما را امت واحدى قرار می داد ، ولى می خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند ; پس به سوى کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى گیرید . بازگشت همه شما به سوى خداست ; پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف می کردید ، آگاه می کند .
و میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داورى کن ، و از هواهاى نفسانى آنان پیروى مکن ، و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از بخشى از آنچه خدا به سویت نازل کرده است ، منحرف کنند . پس اگر[ازداورى حکیمانه ات] روى گردانند، بدان که خدا می خواهد آنان را به سبب پاره اى از گناهانشان می ازات کند ; و مسلماً بسیارى از مردم فاسق اند .
پس آیا [ با وجودِ مشعل نبوّت و آیات روشن قرآن در میانشان ] داورى جاهلیت را می طلبند؟ ! و براى قومی که یقین دارند ، چه کسى در داورى بهتر از خدا است ؟
حزب 22
اى اهل ایمان ! به همه قراردادها [ ىِ فردى ، خانوادگى ، اجتماعى ، سیاسى ، اقتصادى ، نذر ، عهد و سوگند ] وفا کنید . [ گوشتِ ] چهارپایان جز آنچه [ در آیات بعد ، حُرمتش ] بر شما خوانده می شود برایتان حلال است ، [ و توجه داشته باشید که ]نباید شکار را در حالى که مُحرم [ به احرام حج و عمره ] هستید ، حلال بشمارید ; یقیناً خدا آنچه را بخواهد [ بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما ] حکم می کند .
اى اهل ایمان ! [ هتکِ حرمتِ ] شعایر خدا [ مانند مناسک حج ]و ماه هاى حرام [ رجب ، ذوالقعده ، ذوالحجه ومحرم ] و قربانى بى نشان ، و قربانى نشان دار و قاصدان [ و راهیان به سوى ] بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگارشان را می طلبند ، حلال مشمارید . و چون از احرام بیرون آمدید [ اگر مایل باشید ، می توانید ] شکار کنید . و کینه توزى و دشمنى گروهى که شما را از [ ورود به ]مسجد الحرام بازداشتند وادارتان نکند که [ به آنان ] تعدّى و تجاوز کنید . و یکدیگر را بر انجام کارهاى خیر و پرهیزکارى یارى نمایید ، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یارى ندهید ; و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است .
[ خوردن مواد ناپاک که تناسبى با جسم و روح شما ندارند ] بر شما حرام شده است [ مانند ] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندى جان داده و حیوانى که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانى که درنده اى آن را کشته و از آن خورده ، مگر آنچه را که در آستانه مرگ ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید ، و نیز آنچه براى بت ها قربانى شده ، و آنچه به وسیله تیرهاى قمار سهم بندى می کنید بر شما حرام گشته است . [ همه ] این [ امور ]فسق و نافرمانى [ از احکام خدا ] ست . امروز کفرپیشگان از [ شکست ] دین شما ناامید شده اند ; بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید . امروز [ با نصبِ على بن ابى طالب به ولایت ، امامت ، حکومت و فرمانروایى بر امت ] دینتان را براى شما کامل ، و نعمتم را بر شما تمام کردم ، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم . پس هر که در حال گرسنگى شدید بى آنکه مایل به گناه باشد [ به خوردن مُحرّمات بیان شده ] ناچار شود ، [ می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد ] ; یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است
از تو می پرسند : چه چیزى بر آنان حلال شده ؟ بگو : همه پاکیزه ها و شکارى که حیوانات شکارى که به آنها شکار کردن را تعلیم داده اید ، در حالى که از احکام تذکیه اى که خدا به شما آموخته به آنها می آموزید ، بر شما حلال شده است ; بنابراین از آنچه آنان براى شما [ گرفته اند و ] نگاه داشته اند بخورید ، و نام خدا را [ هنگام فرستادن حیوان شکارى ] بر آن بخوانید ، و از خدا پروا کنید ; زیرا خدا حسابرسى سریع است .
امروز همه پاکیزه ها [ ى از رزق خدا ] براى شما حلال شد ، و طعام اهل کتاب [ که مخلوط با مواد حرام و نجس نیست ] بر شما حلال و طعام شما هم بر آنان حلال است . و زنان پاکدامن مؤمن ، و زنان پاکدامن از اهل کتاب [ از طریق ازدواج شرعى ] در صورتى که مهریه آنان را بپردازید بر شما حلال است ، در حالى که مایل باشید پاکدامن بمانید نه زناکار ، و نه انتخاب کننده معشوقه نامشروع در خلوت و پنهان . و هر کس در ایمان [ به خدا و پیامبران وقیامت ] کفر ورزد ، قطعاً عملش تباه شده و فقط او در آخرت از زیانکاران است .
اى اهل ایمان ! هنگامی که به [ قصدِ ] نماز برخیزید ، صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید و بخشى از سرتان و روى پاهایتان را تا برآمدگى پشت پا مسح کنید و اگر جُنُب بودید ، غسل کنید و اگر بیمار هستید یا در سفر می باشید یا یکى از شما از قضاى حاجت [ دستشویى ]آمده ، یا با زنان آمیزش کرده اید و آبى [ براى وضو یا غسل ] نیافتید ، به خاکى پاک ، تیمم کنید و از آن بخشى از صورت و دست هایتان را مسح نمایید . خدا نمی خواهد [ با احکامش ] بر شما تنگى و مشقت قرار دهد ، بلکه می خواهد شما را [ از آلودگى ها ] پاک کند و نعمتش را بر شما تمام نماید ، تا سپاس گزارید .
و نعمت خدا را بر خود و پیمانش را که [ در لزوم اطاعت از او و پیامبرش ] با شما محکم و استوار کرد ، یاد کنید ، هنگامی که گفتید : شنیدیم و اطاعت کردیم . و از خدا پروا کنید ; زیرا خدا به آنچه در سینه هاست ، داناست .
اى اهل ایمان ! همواره [ در همه امور ] قیام کننده براى خدا و گواهان به عدل و داد باشید . و نباید دشمنى با گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نورزید ; عدالت کنید که آن به پرهیزکارى نزدیک تر است . و از خدا پروا کنید ; زیرا خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است .
خدا به کسانى که ایمان آورده اند و کارهاى شایسته انجام داده اند ، وعده داده است که براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است .
وکسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند ، اهل دوزخ اند .
اى اهل ایمان ! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانى که گروهى قصد کردند که [ براى نابودى تان ] به شما شبیخون زنند ، ولى خدا توطئه آنان را از شما بازداشت . و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند .
خدا از بنى اسرائیل [ بر لزوم اطاعت از آیینش و پیروى از موسى ]پیمان گرفت ، و از میان آنان دوازده سرپرست برانیگختیم [ تا هر یک عهده دار امور قبیله اى از قبایل بنى اسرائیل باشد ] ، و خدا به آنان فرمود : یقیناً من با شمایم ، اگر نماز را برپا دارید ، و زکات بپردازید ، و به پیامبرانم ایمان آورید ، و آنان را تقویت و یارى کنید و به خدا وامی نیکو دهید ، مسلماً گناهانتان را محو می کنم ، و شما را در بهشت هایى که از زیرِ [ درختانِ ]آن نهرها جارى است در می آورم ; پس هر که از شما بعد از این کافر شود ،یقیناً راه راست را گم کرده است .
پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم ، و دل هایشان را بسیار سخت گردانیدیم ، [ تا جایى که ] کلمات خدا را از جایگاه اصلى اش و معناى حقیقى اش تغییر می دهند ، و بخشى از آنچه را [ از معارف و احکام تورات واقعى ] که به وسیله آن پند داده شدند ، از یاد بردند [ و نادیده گرفتند ] ، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندکى از ایشان [ که وفادار به پیمان خدایند ] آگاه می شوى ; پس [ تا نزول حکم جهاد ] از آنان درگذر و [ از می ازاتشان ]روى گردان ; زیرا خدا نیکوکاران را دوست دارد .
و از کسانى که گفتند : ما نصرانى هستیم ، [ بر لزوم اطاعت از خود و پیروى از عیسى ] پیمان گرفتیم ، پس بخشى از آنچه را [ از معارف و احکام انجیل واقعى ] که به وسیله آن پند داده شدند ، از یاد بردند [ و نادیده گرفتند ] ، بر این اساس میان آنان تا روز قیامت کینه و دشمنى انداختیم ، و خدا آنان را از آنچه همواره انجام می دادند ، آگاه می کند .
اى اهل کتاب ! یقیناً پیامبر ما به سوى شما آمد که بسیارى از آنچه را که شما از کتاب [ تورات و انجیل درباره نشانه هاى او و قرآن ]همواره پنهان می داشتید براى شما بیان می کند ، و از بسیارى [ از پنهان کارى هاى نارواى شما هم ] درمی گذرد . بى تردید از سوى خدا براى شما نور و کتابى روشنگر آمده است .
خدا به وسیله آن [ نور و کتاب ]کسانى را که از خشنودى او پیروى کنند به راه هاى سلامت راهنمایى می کند ، و آنان را به توفیق خود از تاریکى ها [ ىِ جهل ، کفر ، شرک و نفاق ] به سوى روشنایىِ [ معرفت ، ایمان و عمل صالح ] بیرون می آورد ، و به جانب راه راست هدایت می کند .
مسلماً آنان که گفتند : خدا همان مسیح ، فرزند مریم است . یقیناً کافر شده اند . بگو : اگر خدا بخواهد ، مسیح و مادرش و تمام کسانى که در روى زمین اند ، هلاک کند ، چه کسى می تواند در برابر اراده و قدرت او بایستد ؟ و مالکیّت و فرمانروایى آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد ، فقط در سیطره خداست ، هر چه را بخواهد می آفریند ، و خدا بر هر کارى تواناست .
و یهود و نصارى گفتند : ما پسران خدا و دوستان اوییم . بگو : [ اگر گفتار شما درست است ] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب می کند ؟ بلکه شما هم بشرى هستید از مخلوقاتى که خدا آفریده است . هر که را بخواهد می آمرزد ، و هر که را بخواهد عذاب می کند . و مالکیّت و فرمانروایى آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد ، فقط در سیطره خداست ، و بازگشت به سوى اوست .
اى اهل کتاب ! بى تردید رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پیامبران به سوى شما آمد [ و آنچه را مورد نیاز دنیا و آخرت شماست ] براى شما بیان می کند که [ روز قیامت در پیشگاه خدا ] نگویید : براى ما هیچ مژده دهنده و بیم رسانى نیامد ، یقیناً مژده دهنده و بیم رسان به سویتان آمد ; وخدا بر هر کارى تواناست .
و [ یاد کنید ] هنگامی که موسى به قومش گفت : اى قوم من ! نعمت خدا را بر خود یاد کنید ، آن گاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد ، و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت ، و به شما نعمت هاى ویژه اى داد که به هیچ یک از جهانیان نداد .
اى قوم من ! به سرزمین مقدسى که خدا برایتان مقرّر فرموده در آیید و [ به گناه ، عصیان ، سرپیچى از فرمان ها و احکام حق ] بازنگردید که زیانکار می شوید .
گفتند : اى موسى ! مسلماً در آنجا مردمی زورگو و ستم گر قرار دارند ، و ما هرگز وارد آنجا نمی شویم تا آنان از آنجا بیرون روند ، پس اگر از آنجا بیرون روند البته ما وارد خواهیم شد .
دو مرد از کسانى که [ از خدا ]می ترسیدند و خدا به هر دو نعمتِ [ معرفت ، ایمان و شهامت ] داده بود ، گفتند : از این دروازه به آنان یورش برید ، چون به آنجا درآیید یقیناً پیروزید ; و اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید .
گفتند : اى موسى ! تا آنان در آنجایند ، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد ، پس تو و پروردگارت بروید [ با آنان] بجنگید که ما [ تا پایان کار ] در همین جا نشسته ایم .
[ موسى ] گفت : پروردگارا ! من جز بر خود و برادرم تسلطى ندارم ، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایى انداز .
[ خدا ] فرمود : این سرزمین مقدس [ به کیفر نافرمانى از خواسته هاى حق ] تا چهل سال بر آنان حرام شد ، همواره در طول این مدت در زمینِ [ سینا ] سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان وبدکار غمگین مباش .

